نگاهی به تنوع قالب‌های رقابتی در فراخوان هفدهمین جشنواره مردمی فیلم عمار

از مستند تا هوش مصنوعی در عمار

هفدهمین جشنواره مردمی فیلم عمار با گسترش قالب‌های رقابتی، زمینه حضور گونه‌های متنوع‌تری از تولیدات تصویری را فراهم کرده است؛ قالب‌هایی که تجربه جنگ رمضان، ظرفیت آن‌ها را در روایت رویدادها و انتقال پیام، به‌ویژه در عرصه بین‌المللی، برجسته کرده است.

وقتی صحبت از جشنواره فیلم به میان می‌آید، معمولاً نخستین چیزی که به ذهن می‌رسد، فیلم داستانی و مستند است؛ آثاری که در سالن سینما نمایش داده می‌شوند و در قالب‌های شناخته‌شده سینمایی به رقابت می‌پردازند. اما فراخوان هفدهمین جشنواره مردمی فیلم عمار، تصویری گسترده‌تر از فیلم‌سازی ارائه می‌کند؛ تصویری که در آن، برنامه اینترنتی، صفحات مجازی، ولاگ، تولیدات کوتاه و حتی آثار ویدئویی ساخته‌شده با هوش مصنوعی نیز در کنار قالب‌های مرسوم سینمایی قرار گرفته‌اند.

این تنوع، به‌ویژه پس از تجربه جنگ رمضان و نقش‌آفرینی تولیدات هوش مصنوعی در روایت این نبرد، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در جریان این جنگ، تولیدات تصویری مبتنی بر هوش مصنوعی به ابزاری برای بازنمایی رویدادها، انتقال پیام و رقابت بر سر روایت تبدیل شدند؛ ظرفیتی که در عرصه بین‌المللی نیز اهمیت ویژه‌ای داشت. این تجربه نشان داد که روایت یک جنگ، دیگر صرفاً در میدان نظامی یا از مسیر رسانه‌های خبری شکل نمی‌گیرد؛ بلکه میدان تصویر و تولید محتوای دیجیتال نیز بخشی از این رقابت است.

در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است: آیا مفهوم فیلم‌سازی و روایت تصویری در حال تغییر است و جشنواره‌ها تا چه اندازه باید خود را با این تغییر همراه کنند؟

از سالن سینما تا صفحه تلفن همراه

سال‌هاست که روایت تصویری دیگر در انحصار پرده سینما و قاب تلویزیون نیست. بخشی از تجربه روزمره مخاطبان با کلیپ‌های کوتاه، برنامه‌های اینترنتی، ویدئوهای روایت‌محور و محتوای صفحات مجازی شکل می‌گیرد. بسیاری از مخاطبان، پیش از آنکه برای تماشای یک فیلم بلند به سالن سینما بروند، با روایت‌های تصویری کوتاهی مواجه می‌شوند که در تلفن همراهشان جریان دارد.

این تغییر، صرفاً جابه‌جایی محل تماشای محتوا نیست؛ بلکه بر شیوه روایت، زمان‌بندی، زبان تصویر و حتی رابطه میان تولیدکننده و مخاطب اثر می‌گذارد. در چنین شرایطی، محدودکردن مفهوم تولید تصویری به قالب‌های کلاسیک، بخش قابل‌توجهی از ظرفیت روایت‌گری جامعه را نادیده می‌گیرد.

قرارگرفتن صفحات مجازی انسان‌محور و محتوامحور، برنامه اینترنتی، ولاگ و تولیدات کوتاه در فراخوان هفدهم عمار، از به‌رسمیت‌شناختن این تنوع حکایت دارد. در این چارچوب، روایت یک مسئله اجتماعی لزوماً به ساخت مستندی نیم‌ساعته نیاز ندارد؛ گاهی یک ویدئوی کوتاه، یک مجموعه گفت‌وگومحور اینترنتی یا روایت مستمر یک فرد از تجربه‌های زندگی‌اش نیز می‌تواند موضوعی مهم را به مخاطب معرفی کند.

البته پذیرش قالب‌های متنوع، به‌خودی‌خود به معنای تضمین کیفیت یا تأثیرگذاری آن‌ها نیست. هر قالب، منطق روایی و الزامات حرفه‌ای خاص خود را دارد. یک کلیپ کوتاه را نمی‌توان صرفاً نسخه فشرده یک مستند دانست؛ همان‌طور که تولید محتوای مستمر در یک صفحه مجازی، با ساخت یک فیلم داستانی تفاوت دارد. شناخت این تفاوت‌ها، لازمه ارزیابی درست آثار در چنین جشنواره‌ای است.

مستند همچنان مهم است، اما تنها راه روایت نیست

هویت مستندمحور جشنواره عمار، یکی از ویژگی‌های شناخته‌شده آن است. مستند امکان می‌دهد واقعیت‌های کمتر دیده‌شده، تجربه‌های اجتماعی، شخصیت‌های اثرگذار و مسائل مغفول جامعه در برابر دوربین قرار گیرند. بااین‌حال، گسترش قالب‌های روایی به معنای کنارگذاشتن این ظرفیت نیست؛ بلکه می‌تواند امکان‌های تازه‌ای برای تکمیل و امتداد آن فراهم کند.

برای مثال، یک موضوع واحد می‌تواند در قالب‌های مختلف روایت شود: مستندی درباره یک مسئله اجتماعی، مجموعه‌ای از ویدئوهای کوتاه برای معرفی ابعاد مختلف آن، برنامه‌ای اینترنتی برای گفت‌وگو با افراد درگیر با مسئله و محتوایی مستمر در فضای مجازی برای پیگیری تحولات آن. در این صورت، قالب‌های مختلف نه رقیب یکدیگر، بلکه ابزارهایی مکمل برای روایت یک موضوع خواهند بود. چنین نگاهی، به‌ویژه برای جشنواره‌ای که بر مشارکت مردمی و ارتباط با بدنه اجتماعی تأکید دارد، اهمیت پیدا می‌کند. قرار نیست همه کسانی که حرفی برای گفتن دارند، الزاماً فیلم‌ساز حرفه‌ای باشند یا امکان تولید فیلمی با امکانات گسترده را داشته باشند. تنوع قالب‌ها می‌تواند مسیر ورود افراد و گروه‌های بیشتری را به عرصه روایت تصویری باز کند؛ البته به شرط آنکه معیارهای کیفی و تناسب قالب با موضوع جدی گرفته شوند.

هوش مصنوعی؛ تجربه جنگ رمضان و گسترش میدان روایت

یکی از بخش‌های قابل‌توجه فراخوان هفدهم عمار، پذیرش تولیدات ویدئویی با استفاده از هوش مصنوعی است. اهمیت این تصمیم را باید فراتر از اضافه‌شدن یک فناوری جدید به فهرست قالب‌های جشنواره دید. تجربه جنگ رمضان نشان داد که ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی می‌توانند در تولید سریع محتوای تصویری، بازنمایی مفاهیم پیچیده و انتقال پیام به مخاطبان گسترده نقش‌آفرینی کنند. در جریان این جنگ، تولیدات هوش مصنوعی به‌ویژه در عرصه بین‌المللی، بخشی از ظرفیت روایت‌سازی تصویری را شکل دادند. در فضایی که تصاویر، خبرها و روایت‌های متعارض به‌سرعت در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شوند، تولید محتوای تصویری خلاقانه می‌تواند به انتقال یک دیدگاه و جلب توجه مخاطبانی کمک کند که لزوماً از مسیر رسانه‌های رسمی با رویدادها مواجه نمی‌شوند.

مزیت این ابزارها فقط در سرعت تولید نیست. هوش مصنوعی امکان تصویرسازی از مفاهیم انتزاعی، ساخت استعاره‌های بصری و تولید آثاری را فراهم می‌کند که ساخت آن‌ها با روش‌های معمول، به امکانات یا زمان بیشتری نیاز دارد. این ظرفیت، به‌ویژه برای روایت‌هایی که مخاطب بین‌المللی دارند، قابل‌توجه است؛ زیرا تصویر می‌تواند بدون وابستگی کامل به زبان، بخشی از پیام را منتقل کند. بااین‌حال، نباید میان تولید سریع تصویر و شکل‌گیری روایت مؤثر یکسانی برقرار کرد. تصویر تولیدشده با هوش مصنوعی، اگر فاقد ایده روشن، شناخت مخاطب و ساختار روایی باشد، ممکن است تنها جلوه‌ای چشم‌نواز اما زودگذر ایجاد کند. افزون بر این، در روایت جنگ و رویدادهای واقعی، مرز میان تصویرسازی هنری و بازنمایی مستند باید روشن بماند. مخاطب باید بداند با تصویر مستند یک واقعه مواجه است یا اثری بازآفرینی‌شده و تولیدشده با هوش مصنوعی.

از این منظر، گنجاندن این قالب در فراخوان عمار، فرصتی برای ثبت و ارزیابی تجربه‌های تازه روایت‌گری است؛ تجربه‌هایی که می‌توانند نسبت میان فناوری، هنر، واقعیت و انتقال پیام را به بحث بگذارند. چالش مهم پیش‌روی جشنواره، طراحی معیارهایی است که در کنار توجه به نوآوری فنی، ایده‌پردازی، کیفیت روایت، اصالت اثر و مسئولیت‌پذیری در بازنمایی واقعیت را نیز لحاظ کنند.

تنوع قالب‌ها بدون تنوع روایت‌ها کافی نیست

گسترش قالب‌های جشنواره زمانی به یک دستاورد فرهنگی تبدیل می‌شود که به گسترش دامنه موضوعات و صداهای شنیده‌شده نیز بینجامد. ممکن است جشنواره‌ای ده‌ها قالب مختلف را بپذیرد، اما همه آثار آن از یک شیوه بیان تکراری استفاده کنند. در مقابل، گاهی یک روایت ساده با امکانات محدود می‌تواند زاویه‌ای تازه از یک مسئله را آشکار کند. اهمیت این مسئله در فراخوان هفدهم عمار، با توجه به گستردگی موضوعات آن، بیشتر می‌شود. از عدالت و جنگ اقتصادی تا پیشرفت علمی، حافظه ملی، مسائل فرهنگی و کنشگری اجتماعی مردم، هر موضوع به زبان روایی متناسب با خود نیاز دارد. روایت تجربه یک کارآفرین، ثبت فعالیت یک گروه مردمی، بازنمایی یک مسئله علمی یا پرداختن به تجربه زیسته یک خانواده، الزاماً با یک قالب واحد به بهترین شکل انجام نمی‌شود.

در چنین شرایطی، مسئله اصلی فقط این نیست که چه تعداد قالب در فراخوان گنجانده شده است؛ بلکه این است که آیا فیلم‌سازان می‌توانند برای هر سوژه، مناسب‌ترین زبان روایت را انتخاب کنند؟ آیا فضای رقابت، امکان دیده‌شدن تجربه‌های متفاوت را فراهم می‌کند؟ و آیا آثار با توجه به اقتضائات هر قالب ارزیابی می‌شوند؟ پاسخ به این پرسش‌ها، در کنار تنوع قالب‌ها، می‌تواند در تعیین میزان موفقیت این رویکرد نقش داشته باشد.

مسئله نهایی، رسیدن روایت به مخاطب است

در نهایت، گسترش قالب‌های تولید تصویری زمانی معنا پیدا می‌کند که به ارتباط مؤثرتر میان اثر و مخاطب منجر شود. تولید یک فیلم یا ویدئو، پایان مسیر روایت نیست؛ دیده‌شدن، گفت‌وگو درباره اثر و امکان ارتباط آن با تجربه‌های واقعی مردم نیز اهمیت دارد. در این میان، پیوند قالب‌های متنوع با ظرفیت اکران مردمی جشنواره عمار می‌تواند موضوعی قابل‌توجه باشد. البته همه تولیدات فضای مجازی الزاماً برای نمایش جمعی مناسب نیستند و هر اثر باید متناسب با قالب و مخاطب خود عرضه شود. بااین‌حال، تصور یک شبکه ارتباطی میان فیلم‌ساز، بسترهای انتشار و اجتماعات مردمی، افق گسترده‌تری از چرخه تولید و مصرف آثار فرهنگی پیش روی جشنواره قرار می‌دهد.

فراخوان هفدهم عمار، از مستند و فیلم داستانی تا صفحات مجازی، برنامه اینترنتی و تولیدات مبتنی بر هوش مصنوعی را در کنار یکدیگر قرار داده است. تجربه جنگ رمضان نیز اهمیت توجه به این قالب‌های تازه را، به‌ویژه در رقابت بر سر روایت رویدادها در سطح بین‌المللی، برجسته کرده است. در دنیایی که ابزارهای تولید تصویر پیوسته تغییر می‌کنند، مسئله فقط این نیست که با چه دوربینی یا با کمک کدام فناوری فیلم بسازیم؛ مسئله این است که چه چیزی برای روایت داریم، چرا باید روایت شود و چگونه می‌توان آن را به شکلی مؤثر، مسئولانه و ماندگار به مخاطب رساند.