در پی درگذشت حاجیهخانم فاطمه صغری فلکیان، معروف به «ننه عصمت»، شماری از چهرههای پاسداشت جشنواره مردمی فیلم عمار با انتشار یادداشتها و دلنوشتههایی، از خاطرات خود با او و جایگاه دستکشهایش در زندگی شخصی و فعالیت فرهنگیشان نوشتند. در این نوشتهها، از مادری یاد شده است که از دوران دفاع مقدس برای رزمندگان دستکش میبافت و این کار را در سالهای بعد نیز برای مرزبانان، مدافعان حرم و رزمندگان جبهه مقاومت ادامه داد.
محسن مقصودی، چهره پاسداشت چهاردهمین جشنواره فیلم عمار، در یادداشتی با عنوان «مادری که سالها مبعوث بود»، ننه عصمت را بانویی توصیف کرد که سالها پیش از مبعوثشدن مردم ایران در حوادث اخیر، مسیر خود را برای خدمت پیدا کرده بود.
او با اشاره به فعالیتهای ننه عصمت از دوران دفاع مقدس نوشت که این مادر، با بافتن دستکش برای رزمندگان، مرزبانان و مدافعان وطن و حرم، سهم خود را در پشتیبانی از جبههها ادا کرد. مقصودی همچنین دستکشهای او را نماد گرمای حرکت جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و چراغ راه جشنواره عمار دانست. مقصودی با یادآوری دریافت جایزه «دستکش ننه عصمت» به نمایندگی از گروه برنامه «ثریا» در سه سال پیش، این جایزه را یکی از بهترین جوایز سالهای فعالیت خود توصیف کرد و نوشت که هنوز خود را لایق آن نمیداند.
او در ادامه، با اشاره به زنانی که در روزهای پس از جنگ رمضان در مناطق مختلف کشور در آشپزخانهها و مراکز پشتیبانی فعالیت میکردند، نوشت: «ننه عصمت رفت اما راه او و همرزمان همنسل او حالا در صدها هزار و بلکه میلیونها زن ایرانی تکثیر شده است.»
میلاد گودرزی، چهره پاسداشت دهمین جشنواره فیلم عمار، در یادداشتی با عنوان «میراث نامیرای ننه عصمتها»، از روحیه مادری نوشت که با وجود نداشتن پسری برای اعزام به جبهه، از خدمت به رزمندگان دست نکشید. گودرزی با اشاره به دریافت جایزه ویژه «دستکش ننه عصمت» در دیماه ۱۳۹۸، از تأثیر این یادگاری در روزهای سخت زندگی خود یاد کرد و به تحولات سالهای پس از آن پرداخت.
او میراث ننه عصمت را در روحیهای خلاصه کرد که بهجای انفعال، به دنبال یافتن راهی برای خدمت است: «روحیه «از دست من چه کاری برمیاد» میراث نامیرای ننه عصمتهاست که قرنهاست در این خاک و در دل مردم مؤمنش، سینه به سینه و نسل به نسل منتقل شده.» گودرزی در پایان، با اشاره به حضور مردم در خیابانها و تلاش آنها برای دلگرمیدادن به یکدیگر و رزمندگان، نوشت: «ایرانِ ننه عصمتها و «از دست من چه کاری برمیاد»ها، باخت نمیده.»
زهرا چخماقی، چهره پاسداشت نهمین جشنواره فیلم عمار، در دلنوشتهای با عنوان «یک بار دیدمت و حالا یک دنیا دلتنگت هستم که رفتهای»، از خاطرات خود با ننه عصمت نوشت. او آشنایی با این مادر را به زمستان سال ۱۳۹۷ و دریافت جایزه دستکش ننه عصمت در اختتامیه جشنواره عمار پیوند داد؛ جایزهای که به گفته او، در روزهای سرد و سخت کاری برایش مایه قوت و دلگرمی بود.
چخماقی از یک سال نگهداری این دستکش در قاب و تلاش برای سالم تحویلدادن آن به برگزیده سال بعد نوشت. او همچنین خاطره دیدار خود و تعدادی از عوامل جشنواره عمار با ننه عصمت را در آستانه افتتاحیه یکی از دورههای جشنواره روایت کرد؛ دیداری که در آن، ننه عصمت همچنان مشغول بافتن دستکش برای رزمندگان بود و به مهمانانش نیز دستکش هدیه داد. چخماقی با اشاره به ادامه این کار از دوران دفاع مقدس تا سالهای فعالیت مدافعان حرم و جبهه فرهنگی انقلاب، نوشت: «او رفت اما هدیهاش ماند در تاریخ یکی از مهمترین رویدادهای فرهنگی جبهه انقلاب که همچنان دلگرمی روزهای سرد مبارزین فرهنگی باشد، انشاءالله.»
محمدجواد طاهری، چهره پاسداشت سیزدهمین جشنواره فیلم عمار، در یادداشتی با عنوان «ننه عصمت؛ بانویی که دست از خدمت نکشید»، خاطره آشنایی خود با این مادر را از طریق مستندی درباره او روایت کرد. طاهری نوشت که در سال ۱۳۹۱، هنگامی که برای اکران مردمی جشنواره عمار در مسجد ـ مدرسه چال بابل ثبتنام کرده بود، در میان آثار ارسالی دبیرخانه، مستند ننه عصمت را تماشا کرد؛ مستندی درباره پیرزنی یزدی که در دوران دفاع مقدس، زنان دیگری را گرد هم آورده بود تا برای رزمندگان دستکش کاموایی ببافند.
او با اشاره به ادامه فعالیت ننه عصمت پس از جنگ و با وجود تورم مچ دستهایش، از تبدیل دستکشهای او به جایزه ویژه جشنواره عمار یاد کرد. طاهری همچنین به دریافت این جایزه از سوی چهرههایی همچون سیدمسعود شجاعی طباطبایی، مسعود دهنمکی، زهرا چخماقی و محمدباقر مفیدیکیا اشاره کرد. او در پایان یادداشت خود، با ابراز امیدواری برای پاسداری از میراث ننه عصمت، نوشت: «انشاءالله پاسدار میراثش باشیم و مانند او، بیلکنت و بیوقفه به اسلام و انقلاب خدمت کنیم.»
علیاصغر مرتضاییراد نیز در یادداشتی درباره ننه عصمت، او را نمونهای از زنانی دانست که با امکانات اندک و بدون هیاهو، کارهای بزرگی برای کشور انجام دادهاند. او با اشاره به نقش زنان یزدی در مقاطع مختلف تاریخ، از اعتراض به کشف حجاب رضاخانی تا حضور در حوادث انقلاب اسلامی و پشتیبانی از جبهههای دفاع مقدس، تأکید کرد که ننه عصمت را باید در کنار زنان دیگری دید که هرکدام به شیوه خود در میدان خدمت حضور داشتهاند.
مرتضاییراد در ادامه، به زنانی اشاره کرد که در اجتماعات مردمی امروز، هرکدام مشغول فعالیتی هستند؛ از دوختن پرچم و بازی با کودکان تا آمادهکردن آش و حلوای نذری. او در جمعبندی یادداشتش نوشت: «خلاصه این که ایرانیترین ننه یزدیها بیسروصدا رفت؛ اما یزد ما ننه عصمت زیاد دارد؛ ننه عصمتهایی که بدون هیاهو و با امکانهای اندکشان برای ایران کارهای بزرگ میکنند.»