سفیران عمار؛ روایتی از مرحوم «مصطفی واحدی» در کتاب لذت سادگی

روایتی از مجاهد جبهه فرهنگی انقلاب، مرحوم «مصطفی واحدی»، مسئول فقید ستاد اکران مردمی جشنواره عمار در استان سمنان

اکران، قبل از جشنواره

در زمان فعالیت‌های دانشجویی با «جنبش عدالت‌خواه دانشجویی» و «جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» آشنا شدم. از دومین جشنواره عمار، مخاطب آن بودم. در جشنواره سوم، اکران کننده عمار و در جشنواره چهارم رابط اکران مردمی جشنواره در استان شدم. خانواده من هم مشتاق دیدن فیلم‌های عمار هستند. فیلم‌های جشنواره را به خانه می‌برم و همه باهم فیلم می‌بینیم و من هم بازخورد می‌گیرم. اولین اکران ما به قبل از جشنواره عمار بر می‌گردد. زمانی که مستند «کدام استقلال، کدام پیروزی» و «فقر و فحشا» را با حضور آقای «ده نمکی» در دانشگاه پخش کرده بودیم.

کافه کتاب دبیرخانه شد

اکران‌های استان «سمنان» در دوره پنجم نسبت به دوره چهارم، حدود ۵۰ درصد رشد کرد. ایجاد شرایط تشکیلاتی، رصد ویژه، تعاملات و ایده‌هایی که برای اکران داشتیم، باعث شد که اکران در استان پیشرفت کند. در جشنواره پنجم، مکانی را به عنوان دبیرخانه تعیین کردیم و یک نفر را مسئول روابط عمومی گذاشتیم که بسیار کارساز شد. تلفن‌ها، پیگیری‌ها و ارسال بسته‌ها به عهده مسئول روابط عمومی بود. من یک مغازه کتاب‌فروشی دارم که آن را دفتر دبیرخانه جشنواره عمار در استان قرار دادم. در مغازه کتاب فروشی که حالا دبیرخانه شده بود، نشست هم برگزار می‌کنیم. هر هفته، روزهای چهارشنبه برای برادران و روزهای شنبه برای خواهران مستند اکران می‌کنیم. در کنار مستند، کلیپ‌های کوتاه دو یا سه دقیقه‌ای هم در مورد یکی از مسائل روز پخش می‌کنیم.

راه پیش رو

اولین بار در جشنواره پنجم، همایش و نشست استانی اکران کننده‌ها را برگزار کردیم. حدود هفتاد نفر، از شهرها و روستاهای مختلف در همایش شرکت کردند که برای آنها کلاس‌هایی هم برگزار شد. دوسه نفر از مستندسازان استان هم برای اکران کننده‌ها سخنرانی کردند. هدف ما، انتقال تجربه و بحث‌های سوژه یابی بود تا بتوانیم ظرفیت اکران کننده‌ها را در مورد مستندسازی فعال کنیم.

رسانه در خدمت انقلاب

در بعضی از اکران‌ها نظر سنجی برگزار می‌کردیم. فردی را هم به عنوان مسئول فضای مجازی انتخاب کرده بودیم که عکس‌ها و بازخوردهای اکران را رصد می کرد. در یکی از برنامه‌ها یک «موشن گرافیک» درباره وضعیت مردم «یمن» و سختی‌های آنان پخش کردیم که بازخوردهای خوبی داشت. بیننده‌ها راضی بودند و از اینکه اطلاعاتشان زیاد شده بود، تشکر می‌کردند. یک‌بار هم در اکران مستند «رمزوراز ملکه»، چند کلیپ از «غزه» پخش کردیم که چند نفر از خانم‌ها، تحت تأثیر قرار گرفتند و گریه‌شان فضای اکران را عوض کرد.

تقویم دیواری عمار

سال ۱۳۹۴، یک تقویم دیواری را با برند جشنواره عمار چاپ کردیم و به دوستانی که در اکران‌ها کمک می‌کردند، هدیه دادیم. یک نشریه داخلی هم کار کردیم و در آن، سخنران‌های اکران‌های عمومی خودمان را معرفی کردیم.

سفیران عمار

در جشنواره چهارم برای ارسال فیلم به اکران کننده‌ها مشکل داشتیم. البته بعداً با یک ترفندی آن را حل کردیم. به این صورت که قبلاً برای ارسال بسته‌های اکران از «شاهرود» به شهرهای دیگر، از ماشین استفاده می‌کردیم یا آنها را به وسیله پست ارسال می‌کردیم که به لحاظ مالی هزینه بر بود. برای حل این مشکل، دانشجویانی را که در «شاهرود» درس می‌خواندند ولی اهل شهرهای دیگر بودند، رصد کردیم. تعدادی از دانشجوها «پیک» شدند و بعداً بعضی از آنها دبیر اکران شهرستان شدند. از آن به بعد بسته‌های اکران را به دانشجوها می‌سپردیم تا در شهرهای خودشان پخش کنند. به این ترتیب، بدون اینکه بودجه ای خرج شود، تقریباً هزینه ها را به صفر رساندیم.

سینما مصلّی

بعد از مدتی برای اکران عمومی در نماز جمعه هم اقدام کردیم. در نماز جمعه «گرمسار»، «سمنان»، «دامغان» و «شاهرود» فیلم‌ها را برای مردم اکران کردیم. در اوایل، با مشکلاتی هم روبه رو شدیم. بعضی از مسئولان ستادهای نماز جمعه، اطلاعی از جشنواره عمار نداشتند. برای مثال در یکی از شهرها خیلی راحت گفته بودند: «این فیلم‌ها از کجا آمده است؟ ما باید فیلم ها را چک بکنیم.» مسئولان، «عمار» را نمی شناختند.

حضور عوامل فیلم در اکران‌ها

در بعضی از اکران‌ها از عوامل فیلم‌ها دعوت می‌کردیم تا در اکران حضور بیابند و توضیحاتی را درباره فیلم بدهند. برای مثال یک بار آقایان «بهروز خندان دل» و «سجاد حیدرزاده»، سازنده و تهیه کننده انیمیشن «سلامی برای روح الله» را که اهل «شاهرود» بودند دعوت کردیم. آن‌ها هم پس از اکران اثرشان، از ایده پردازی، مشکلات کار و اینکه چرا روی به این کار آورده‌اند، حرف زدند.

منبع: کتاب «لذت سادگی»، خاطرات اکران‌های جشنواره مردمی فیلم عمارمرحوم «مصطفی واحدی»، مدیر فقید حوزه هنری شاهرود و مسئول ستاد جشنواره مردمی فیلم عمار در استان سمنان، روز ۱۲ شهریورماه ۱۴۰۵ بر اثر سانحه رانندگی به دیار باقی شتافت.