روایت تاریخ، بهویژه آنجا که پای حوادث سرنوشتساز و بحرانهای سیاسی و اجتماعی به میان میآید، مسئولیتی فراتر از ثبت تصاویر و بازگویی وقایع بر دوش هنرمند میگذارد. در چنین موضوعاتی، صرف اعلام موضع یا کنار هم قرار دادن اسناد و تصاویر آرشیوی نمیتواند به شناخت عمیق مخاطب منجر شود؛ بلکه آنچه یک اثر را به روایتی ماندگار تبدیل میکند، توانایی آن در واکاوی ریشهها، روشنکردن سازوکار شکلگیری حوادث و تبدیل تاریخ به تجربهای قابل فهم برای نسلهای بعد است.
بخش «آرمان روحالله» جشنواره مردمی فیلم عمار نیز با چنین ظرفیتی میتواند فراتر از یک بخش موضوعی و رقابتی، به بستری برای تقویت حافظه تاریخی و ارتقای سواد رسانهای جامعه تبدیل شود. با این حال، تحقق این هدف مستلزم عبور از کلیشهگویی، شعارزدگی و غلبه پیام بر ساختار دراماتیک است؛ آسیبهایی که به اعتقاد طاهرفر، داور شانزدهمین جشنواره عمار، همچنان در بخش قابل توجهی از آثار رسانهای کشور دیده میشود. او معتقد است آثار موفق در این حوزه باید بهجای تحمیل نتیجه به مخاطب، زمینه فهم و تحلیل را فراهم کنند و با تکیه بر پژوهش معتبر، شخصیتپردازی باورپذیر و خلاقیت روایی، تاریخ را به تجربهای انسانی و ماندگار تبدیل کنند.
بخش “آرمان روحالله” فقط به بازگویی حوادث حساس و فتنهها نمی پردازد
این داور شانزدهمین جشنواره مردمی فیلم عمار، پیش از مصاحبه با ابراز ارادت نسبت به رهبر شهیدمان بیان کرد: «در همین ابتدای امر درود و سلام میفرستیم به روح بلند و آسمانی پیر و مرشد و رهبر و قائدمان و سیدالشهدای هنر انقلاب، امام خامنهای کبیر که اگر لایقش باشیم به عنوان یک سرباز کوچک در جبهه فرهنگی انقلاب پای در طریق آرمانهای بیبدیل حضرت ایشان نهادهایم و امید که به شایستگی لازم برای بعثت هنری در جهت بازنمایی خیزش بیبدیل ملت مبعوث شده برسیم.»
وی در خصوص ضرورت و اهمیت بخش «آرمان روح الله» در جشنواره مردمی فیلم عمار و بررسی نقش جریانهای سیاسی و رسانهای در شکل گیری فتنهها گفت: «به نظر من این بخش را باید در نسبت میان هنر، تاریخ و مسئولیت اجتماعی هنرمند جستوجو کرد. آنچه این حقیر از منظر جشنواره عمار در طی سال های اخیر دریافت کردهام، این است که هنر صرفاً ابزاری برای سرگرمی یا بازنمایی زیباییشناختی واقعیت نیست، بلکه میتواند در شناخت مسائل جامعه، روشنکردن نقاط مبهم تاریخ و روایت تجربههای جمعی نقشآفرین باشد. در بخش آرمان روحالله مسئله فقط بازگویی حوادث حساس و مقاطع فتنه برانگیز و بحرانهای ملی و منطقهای نیست؛ بلکه شناخت زمینههای شکلگیری این حوادث، بررسی نقش جریانهای سیاسی و رسانهای و تبیین پیامدهای آنها نیز اهمیت دارد. این همان نقطهای است که اثر هنری میتواند از گزارش تاریخی فراتر برود و به ابزاری برای شناخت و تحلیل تبدیل شود.»
وب افزود: «برای مثال، اگر درباره یک حادثه سیاسی صرفاً تصاویر بایگانی شده و اظهارنظرهای رسمی را کنار هم قرار دهیم، بیشتر با بازگویی واقعه مواجهیم؛ اما اگر بتوانیم از طریق یک روایت مستند یا داستانی، فرایند شکلگیری بحران، نقش اطلاعات نادرست و تأثیر تصمیمها بر زندگی مردم را نشان دهیم، مخاطب امکان درک عمیقتری از موضوع پیدا میکند. بنابراین، ضرورت این بخش را در ایجاد بستری برای روایت هنرمندانه تاریخ، تقویت حافظه جمعی و ارتقای قدرت تحلیل جامعه، بهویژه نسل جوان است و به نظر من تحقق این هدف نیز مستلزم آن است که آثار، علاوه بر برخورداری از موضع محتوایی روشن، از پژوهش معتبر و کیفیت هنری مناسب بهرهمند باشند و این امر دقت نظری بیش از آنچه که در مستندهای تاریخی با آن مواجه هستیم را میطلبد.»
آثاری به موفقیت می رسد که بهجای تحمیل پیام، زمینه تحلیل را فراهم کند
طاهرفر در مورد اینکه چگونه یک اثر هنری-رسانه ای میتواند به شفافسازی علل فتنه برای نسل جوان بیانجاند توضیح داد: «به نظرم مخاطب شناسی، شناخت ژانر، اشراف بر وقایع تاریخی مبتنی بر پژوهشهای قابل اعتنا و طراحی دراماتیک از ارکان اصلی تاثیرپذیری بر مخاطب نسل حاضر است. از منظر محتوایی، اثر باید بتواند ریشههای اجتماعی، فرهنگی و رسانهای حوادث، نقش بازیگران مختلف و پیامدهای تصمیمها را بررسی کند. اگر هدف، «تبیین» یک واقعه تاریخی است، صرف اعلام نتیجه کافی نیست؛ باید فرایندی که به آن نتیجه منجر شده نیز برای مخاطب قابلفهم شود. همچنین، میان اسناد تاریخی، تحلیلها و ادعاهایی که هنوز نیازمند اثباتاند، باید تمایز روشنی وجود داشته باشد»
وی اضافه کرد: «از منظر دراماتیک، لازم است موضوع در قالب کنش، تعارض، انتخاب و پیامد روایت شود. مخاطب، امروز با انبوهی از اطلاعات و روایتهای متعارض مواجه است؛ بنابراین، صرف تکرار یک پیام نمیتواند جایگزین روایت جذاب و مستدل شود. به عنوان مثال موضوعاتی مانند تحریف رسانهای، ریشههای اجتماعی حوادث و نقشآفرینی مردم، ظرفیت آن را دارند که در قالبهای مختلف هنری بازنمایی شوند.»
داور شانزدهمین جشنواره مردمی فیلم عمار گفت: «در جمعبندی کلی میتوان به این اصل رسید که آثاری در این بخش به توفیق میرسند که بهجای تحمیل نتیجه و فریاد پیام، زمینه فهم و تحلیل را فراهم کند و بهجای شعار، موقعیت بسازد و بهجای سادهسازی تاریخ، سازوکارهای شکلگیری حوادث را توضیح دهد.»
کیفیت پژوهش و نحوه سازماندهی روایت، معیار اصلی ارزیابی آثار
داور بخش “آرمان روح الله” شانزدهمین جشنواره مردمی فیلم عمار درباره نحوه ارزیابی آثار ارسالی در این بخش خاطرنشان کرد:« در ارزیابی آثار این بخش باید میان انطباق با اهداف محتوایی جشنواره و تحقق کیفیت هنری آن اهداف تمایز قائل شد. موضوعات این بخش اهمیت مشخصی دارند، اما صرف پرداختن به آنها برای موفقیت یک اثر کافی نیست. مسئله اصلی این است که فیلمساز تا چه اندازه توانسته موضوع موردنظر را به روایتی مستند، عمیق و اثرگذار تبدیل کند. به نظرم مولفههای حوزه ارزیابی را باید محورهایی مانند اعتبار پژوهشی، میزان پرداختن به ریشهها، زمینهها، عوامل و پیامدهای حوادث، کیفیت هنری در ساختار روایی و خلاقیت در لحن و بیان سینمایی و توانایی اثر در ایجاد فهم، تأمل و ارتباط با مخاطب مدنظر قرار داد.»
طاهرفر گفت: «برای مثال، ممکن است موضوع دو مستند درباره نقش رسانهها در یک بحران سیاسی باشد؛ اما یکی صرفاً مجموعهای از مصاحبهها و تصاویر بایگانی را ارائه کند و دیگری با پرسش محوری روشن، بررسی منابع و سازماندهی دقیق شواهد، فرایند شکلگیری یک روایت رسانهای را آشکار سازد. تفاوت این دو، صرفاً در موضوع نیست؛ بلکه در کیفیت پژوهش و نحوه سازماندهی روایت است.»
وی افزود: «به نظر من، توانایی اثر در تبدیل موضوع مورد تأکید جشنواره به یک روایت معتبر، منسجم و برخوردار از ارزش هنری است. البته همانند بیشتر جشنوارههای موضوعی کارکرد رسمی هر معیار باید بر اساس آییننامه داوری همان دوره تعیین شود.»
غلبه پیام بر ساختار دراماتیک، یکی از نقاط ضعف رایج آثار است
طاهر فر ضمن توضیح درباره نقاط قوت و ضعف این آثار گفت: «بزرگترین نقطه قوت این آثار، برخورداری از پشتوانه تاریخی، هویتی و عاطفی و ظرفیت آنها برای روایت تجربههای مهم جامعه است. موضوعاتی مانند شهادت، مقاومت، مسئولیت اجتماعی و تحولات سیاسی میتوانند زمینه خلق شخصیتهای ماندگار و روایتهای دراماتیک را فراهم کنند.»
وی افزود: «اما یکی از آسیبهای احتمالی این آثار، غلبه پیام بر ساختار دراماتیک است. که تقریباً یک آسیب مشترک در بیشتر جشنوارهها و رویدادهای هنری با این موضوعات مشابه است؛ علی رغم اینکه همواره این نکات مورد تاکید و تذکره سیاستگذاران جشنوارهها همچنین بیانیههای متعدد داوری بوده است اما همچنان آثار تولیدی مبتلا به این ضعف کلیشهای و تکراری هستند. به عنوان مثال همواره به محض ورود نام یک شهید یا شخصیت انقلابی به روایت، تلاش میشود تمام وجوه شخصیت در قالب کمال و فضیلت نمایش داده شود. در نتیجه، شخصیت از یک انسان واقعی با تجربهها و انتخابهای دشوار، به نمادی یکبعدی تبدیل میشود.»
این کارگردان سینما با اشاره اهمیت کنش نمایشی در شخصیتپردازی گفت: «از منظر دراماتورژی، شخصیت زمانی زنده و باورپذیر است که خواستهای داشته باشد، با مانع مواجه شود، انتخاب کند و پیامد انتخاب خود را تجربه کند. برای مثال، در یک فیلم درباره یک شهید، بهجای آنکه از ابتدا تا انتها صرفاً شاهد فضایل او باشیم، میتوانیم با موقعیتی مواجه شویم که در آن میان دو مسئولیت دشوار قرار میگیرد و مسیر تصمیمگیری او را دنبال کنیم. در این صورت، فضیلت شخصیت از دل کنش نمایشی آشکار میشود.»
وی با اشاره به سادهسازی برخی آثار از وقایع گفت: «آسیب مشهور و مکرر دیگر “شعار زدگی آثار” است. شعار زدگی به مثابه ساده انگاری و سادهسازی حوادث سیاسی و اجتماعی در بستر یک بیانیه است. اگر اثر بهجای واکاوی ریشههای یک بحران و سازوکارهای شکلگیری آن، صرفاً به اعلام موضع بسنده کند، ممکن است پیام خود را منتقل کند، اما از ظرفیت تحلیلی و ماندگاری هنری آن کاسته شود. به اعتقاد من، این موضوع با اهداف بخش “آرمان روحالله” ارتباط مستقیمی دارد؛ زیرا اگر قرار است ریشههای اجتماعی، فرهنگی و رسانهای حوادث بررسی شود، اثر نمیتواند صرفاً به بازگویی نتیجه بسنده کند.»
تقویت حافظه تاریخی و سواد رسانهای از دستاوردهای “آرمان روحالله” است
داور شانزدهمین دوره جشنواره مردمی فیلم عمار در بخش «آرمان روح الله» ضمن اشاره به اهمیت تقویت حافظه تاریخی ملت، افزود: «مهمترین دستاورد این بخش، احیا و کمک به شکلگیری حافظه تاریخی آگاهانه، انتقال تجربههای اجتماعی و سیاسی به نسل جدید و تقویت توان جامعه در تحلیل حوادث گذشته باشد.»
وی افزود: «در چشمانداز جشنواره عمار، روایت تاریخ و مسائل جامعه نباید به ثبت وقایع محدود شود؛ بلکه باید به شناخت بهتر واقعیتها و ظرفیتهای جامعه کمک کند. بخش آرمان روحالله نیز میتواند بستری برای بازخوانی حوادث سیاسی، معرفی شخصیتهای اثرگذار و بررسی نقش مردم در تحولات اجتماعی باشد. در نظر بگیرید درباره نقشآفرینی مردم در یک بحران سیاسی فیلمی ساخته شود، تمرکز صرف بر چهرههای مشهور، بخش مهمی از تجربه اجتماعی را نادیده میگیرد. روایت زندگی افراد عادی، دانشجویان، خانوادهها یا شاهدان کمترشناختهشده میتواند ابعاد انسانی و اجتماعی واقعه را روشنتر کند.»
علی طاهرفر با اشاره به اهمیت بخش آرمان روحالله در تقویت سواد رسانهای گفت: «دستاورد دیگر، تقویت سواد رسانهای و تاریخی است؛ یعنی مخاطب بتواند با شناخت بهتر منابع، شواهد و شیوههای روایت، میان اطلاعات مستند و ادعاهای اثباتنشده تمایز قائل شود. البته اثرگذاری فرهنگی را نمیتوان تنها با تعداد آثار تولیدشده یا میزان استقبال اولیه سنجید. باید بررسی کرد که آثار تا چه اندازه در حافظه مخاطب ماندگار میشوند، چه شناختی ایجاد میکنند و آیا زمینه گفتوگو و تحلیل را گسترش میدهند یا خیر.»
وی افزود: «در نهایت، چشمانداز مطلوب آن است که این بخش از جشنواره به تولید آثاری کمک کند که هم با اهداف محتوایی عمار ارتباط داشته باشند و هم از نظر هنری به اندازهای عمیق و ماندگار باشند که بتوانند با نسلهای مختلف ارتباط برقرار کنند.»