مستند «آرمان» با محوریت زندگی و شهادت شهید آرمان علیوردی، تلاشی برای فاصله گرفتن از روایتهای مرسوم مصاحبهمحور و نزدیک شدن به مخاطب از مسیر قصه و بازسازی داستانی است. این اثر به کارگردانی رضوانه فتحی و با همکاری روایت فتح ساخته شده؛ تجربهای که در کنار محدودیتهای مالی و دشواریهای تولید، با استقبال مخاطبان در جشنوارههای مختلف همراه شد، اما همچنان امکان اکران عمومی پیدا نکرده است. در این گفتوگو، فتحی از چرایی انتخاب قالب داستانی، روند تولید مستند، چالشهای ساخت و دغدغه دیدهشدن اثری میگوید که بهویژه برای مخاطب نوجوان ساخته شده است.
رضوانه فتحی، کارگردان مستند «آرمان» در ابتدای مصاحبه، ضمن اشاره به چرایی پرداخت به ساخت این مستند، گفت: «آغاز کار با پیشنهاد روایت فتح بود. آنها از من خواستند برای موضوع شهید آرمان علیوردی طرحی را ارائه دهم. خودم نیز از پیش علاقه داشتم درباره این شهید کاری بسازم؛ هم به دلیل مظلومیت و شاخص بودن او، و هم به این دلیل که توفیقی بود برای پرداختن به چنین شخصیتی. سفارش اصلی کار از سوی بسیج طلاب بود، چون شهید علیوردی هم بسیجی بود و هم طلبه.»
فتحی در مورد چرایی انتخاب سبک داستانی برای این مستند، توضیح داد: «من بهطور کلی از کار مصاحبهمحور و گزارشی فاصله میگیرم و ترجیح میدهم مخاطب را درگیر داستان کنم تا طیفهای مختلف را جذب کنم، و به واسطه فعالیتهایم در کار داستانی، ترجیح میدهم این شیوه را به مستندسازی وارد کنم. بسیاری از کارهایی که میسازم بازسازی و داستانی است تا هم خستهکننده نباشد و هم جذاب. درباره شهید علیوردی نیز کار مصاحبهای جواب نمیداد؛ و از طرفی بسیاری از افراد داشتند چنین مستندی را میساختند؛ به همین خاطر با روایت فتح صحبت کردم و گفتم اگر کار مصاحبهای میخواهند، من نیستم و ترجیح میدهم کاری داستانی و متفاوت بسازیم. این شد که این سبک را ساختیم. روایت فتح هم پیشتر مستند بازسازی به این شکل، خیلی نداشتند و این کار با این سبک شاید جزو تجربه های اولشان بود.»
وی درباره زمان بندی ساخت مستند، افزود: «ساخت کار تقریباً از مهرماه با نگارش فیلمنامه کلید خورد. اواسط دی فیلمبرداری تمام شد و تدوین، صداگذاری، اصلاح رنگ و نور تا فروردین و اردیبهشت سال ۱۴۰۳ طول کشید. در نهایت مستند در ۹ روز ساخته شد.»
کارگردان مستند «آرمان» با بیان برخی چالشهای حین ساخت، بیان کرد: «اولین چالش، کمبود بودجه بود. بودجهای که در نظر گرفته شده بود زیاد نبود و کارهای مصاحبهای نیز هزینه بر بود. با کمک خدا و شهید، و با دلسوزی همه عوامل و تجهیزات حرفهای، توانستیم با همان بودجه کم کار را جمع کنیم. بعداً مبلغ مختصری هم خودم به کار اضافه کردم. علاوه بر این، چون روایت فتح تجربه زیادی در بازسازی داستانی نداشت، در این زمینه کمی اذیت شدیم.»
فتحی همچنین درباره چالشی که پس از اکران، برای مستند به وجود آمد و تا همین الان نیز ادامه دارد، گفت: «مستند در چند جشنواره دیگر به نمایش درآمد و دیده شد؛ استقبال هم خوب بود، اما در این مسیر مشکلاتی به وجود آمد که مانع اکران عمومی مستند شد. این مستند ۳۵ دقیقهای است که گنجایش تولید همه قصههای شهید را نداشت؛ به همین خاطر فقط بخشهایی را انتخاب کردیم که میشد به آن پرداخت. من دوست داشتم که درباره خانواده شهید هم کار کنم، ولی نشد. و این واقعا ناراحتکننده است که کاری مخاطبپسند، مخصوصاً برای نوجوانان، دارد در گوشهای خاک میخورد. کاش میشد برای این موضوع کاری کرد.»
فتحی در پایان به چالش هایی که حرفه اصلی او یعنی «داکیودرام» دارد پرداخت و در این باره توضیح داد: «چالش اصلی این است که باید قصه را خوب روایت کنیم. کار باید پژوهش خوبی داشته باشد تا از دل آن پژوهش، فیلمنامه خوبی دربیاید. اصل کار همین است و شاید سختترین بخش کار من همین باشد. علاوه بر آن، مراحل بودجه و تولید نیز چالشهای خودش را دارد.»