روایت رشادت‌ها در کنار قطعه دست و پای شهدای موشکی

چراغ سیزدهمین جشنواره عمار در دزفول روشن شد

افتتاحیه جشنواره عمار دزفول در روز جمعه مورخ ۱۴۰۱/۱۱/۱۴ در کنار قطعه دست و پای شهدای موشکی دزفول برگزار شد.

به گزارش عمارفیلم به نقل از خبرنگزاری بیداردز، افتتاحیه جشنواره عمار دزفول در روز جمعه مورخ ۱۴۰۱/۱۱/۱۴ در کنار قطعه دست و پای شهدای موشکی دزفول برگزار شد.

زهرا آراسته‌نیا دبیر جشنواره در ابتدای این مراسم ضمن خوش آمدگویی به حاضران افزود: افتتاحیه جشنواره عمار دزفول را در کنار قطعه دست و پای شهدای موشکی برگزار کردیم تا ادای احترامی باشد به کلیه کسانی که در دزفول ماندند و مقاومت کردند. این قطعه، محل دفن دست و پا و اعضای پیکر شهدای موشکی دزفول است که صاحبشان مشخص نیست و سند مظلومیت و اقتدار مردم پایتخت مقاومت ایران اسلامی، دزفول قهرمان است و مناسب نیست که اینگونه مهجور و بی رسیدگی باقی بماند یا با اجرای طرح‌های غیراصولی به آن آسیب برسد.

آراسته نیا در ادامه با اشاره به اکران های گسترده فیلم های عمار در شهرستان افزود: در هفته پیش رو در هر جایی اعم از مساجد، مدارس، دانشگاه ها و دورهمی های خانوادگی که تقاضا باشد اکران برگزار خواهد شد و از طریق فضای مجازی نیز تبلیغات اکران ها منتشر خواهد شد چون جشنواره مردمی است بیشتر اکران‌ها توسط خود مردم برگزار خواهد شد و محدودیتی در اکران نخواهیم داشت.

در ادامه مراسم سرهنگ حاج غلامحسین سخاوت از روایان دفاع مقدس با تشریح وضعیت دزفول در زمان جنگ پرداخت و ضمن بیان خاطراتی گفت: کارهای بزرگی در دزفول انجام شده است و واقعا همت لازم است تا بتوان همه موارد را روایت کرد و نسل جوان نیز از ما انتظار دارد که این موارد را برایش بازگو کنیم اما خب کار از حد توان یک یا چند نفر خارج است و باید مجموعه های متعدد پای کار بیایند.

این راوی و رزمنده دفاع مقدس با انتقاد از بی مهری مسئولان نسبت به قطعه ی دست و پای شهدای موشکی واقع در شهیدآباد گفت: نباید این مزارهای مطهر و مقدس به این حال رها شوند.

خانم ثریا مخدوم از پرستاران دوران دفاع مقدس نیز با اشاره به رشادت‌های پرستاران در دوران جنگ تحمیلی گفت: آن زمان شیفت کاری و.. برای ما مطرح نبود و واقعا هرکس هر زمانی که به حضورش نیاز بود به بیمارستان می آمد، واقعا قیامت می شد زمانی که موشک یا توپ به شهر اصابت می‌کرد و ما قبل از اینکه بخواهیم به زخم‌ها رسیدگی کنیم با گِل و خاک را از تن بیمارمان می‌شستیم.

خانم مخدوم در ادامه افزود: عفاف خانم های ما آنقدر زیاد بود در منزل و در کنار محارم روسری و مانتو تن میکردند و آماده بودند برای بدترین شرایط، حتی شاید باورش سخت باشد که با لباس به حمام می‌رفتیم که اگر حمله‌ای صورت گرفت و زخمی شدیم نامحرم تن ما را نبیند! این واقعیت‌ها را ما برای نسل جوان و مردم نگفته‌ایم و گویی خیلی‌ها این موارد را فراموش کرده‌اند.