ترور سیدحسن نصرالله، فقط یکی از مهمترین حوادث جنگ اخیر در منطقه نبود؛ اتفاقی بود که در همان ساعات نخست، موجی از خبر، تحلیل، روایت و گمانهزنی را به دنبال داشت. اما در میان انبوه روایتهایی که از آن شب منتشر شد، یک پرسش همچنان باقی ماند: آن شب دقیقاً چه گذشت؟
مستند «آن شب» ساخته مهدی مطهر، تلاش میکند از همین نقطه وارد ماجرا شود؛ از جایی فراتر از تصاویر تکرارشده و خبرهایی که در روزهای نخست پس از شهادت سیدحسن نصرالله منتشر شد. اهمیت اثر، بیش از هر چیز در همین فاصله گرفتن از روایتهای کلی و رفتن سراغ جزئیات است؛ جزئیاتی که از زبان افرادی روایت میشود که خود در صحنه حضور داشتهاند.
«آن شب» بهجای آنکه صرفاً درباره شهادت سیدحسن نصرالله سخن بگوید، دوربین را به ساعاتی میبرد که پس از حمله گذشته است؛ به جستوجوی پیکر، فضای محل حادثه و آدمهایی که در آن ساعات درگیر یکی از تلخترین عملیاتهای جستوجو در تاریخ مقاومت لبنان بودهاند. روایت این افراد، به واقعه ابعادی انسانی و عینی میدهد و مخاطب را از فاصله یک خبر، به متن یک حادثه نزدیک میکند. منابع منتشرشده نیز بر همین ویژگی مستند و استفاده از روایت افراد حاضر در عملیات جستوجو و کشف پیکر تأکید کردهاند.
اما جذابیت «آن شب» فقط در ناگفتههای پس از ترور نیست. مستند به خود سناریوهای ترور نیز نزدیک میشود؛ به احتمالات و طرحهایی که درباره هدف قرار دادن سیدحسن نصرالله وجود داشته است. همین بخش، اثر را از یک روایت صرفاً پسینی جدا میکند. مخاطب با مسیری مواجه میشود که از پیش از حادثه آغاز شده و به آن شب ختم میشود؛ مسیری که نشان میدهد چنین عملیاتی چگونه در ذهن و محاسبات طرف مقابل شکل گرفته و چه سناریوهایی پیرامون آن وجود داشته است.
این ویژگی اهمیت دیگری هم دارد: «آن شب» در مواردی از روایتهایی که در فضای رسانهای همان روزها شکل گرفته بود، جلوتر میرود. رسانهها در ساعات و روزهای نخست ناچار بودند بر اساس اطلاعات محدود، روایتهای اولیه و گمانهزنیها را منتشر کنند؛ اما مستند، با فاصله گرفتن از فضای خبر فوری، امکان رفتن به سراغ شاهدان و جزئیاتی را پیدا کرده که در لحظه حادثه در دسترس رسانهها نبود.
از همینجاست که ریتم مستند اهمیت پیدا میکند. موضوعی با این حجم از اطلاعات و جزئیات، اگر صرفاً به گفتوگوهای طولانی و روایتهای پراکنده محدود شود، بهراحتی میتواند مخاطب را از دست بدهد. «آن شب» اما تلاش کرده روایت را پیش ببرد؛ اطلاعات را مرحلهبهمرحله آشکار کند و مخاطب را با خود در مسیر کشف حقیقت همراه کند. به همین دلیل، حتی موضوعی که مخاطب کموبیش از نتیجه آن خبر دارد، همچنان قابلیت ایجاد کنجکاوی دارد: قرار نیست بدانیم چه اتفاقی افتاده؛ قرار است بفهمیم چگونه اتفاق افتاده است.
شاید همین نقطه، مهمترین ارزش «آن شب» باشد. در روایت تاریخ معاصر، فاصله میان «خبر» و «تاریخ» را جزئیات پر میکنند. خبر میگوید یک فرمانده مقاومت ترور شد؛ تاریخ میپرسد چگونه، توسط چه سازوکاری، در چه شرایطی و با چه جزئیاتی. مستندهایی از این جنس، اگر با روایت دستاول و تحقیق دقیق ساخته شوند، میتوانند بخشی از حافظه تصویری یک دوره را ثبت کنند؛ پیش از آنکه جزئیات از میان روایتهای متعدد و متناقض گم شوند.
انتخاب «آن شب» به عنوان اثر برگزیده و دریافتکننده فانوس بخش «نهضت جهانی مستضعفین» در شانزدهمین جشنواره مردمی فیلم عمار را نیز میتوان در همین چارچوب دید. اثری که موضوعش به یکی از مهمترین چهرههای مقاومت معاصر و یکی از نقاط عطف تاریخ جبهه مقاومت میپردازد، اما ارزش خود را صرفاً از اهمیت سوژه نمیگیرد؛ بلکه تلاش میکند به سراغ لایههایی از واقعه برود که کمتر دیده شدهاند.
«آن شب» در نهایت درباره یک ترور است؛ اما آنچه آن را دیدنی میکند، خودِ لحظه ترور نیست. ارزش اثر در تلاش برای بازسازی آنچه پیش از آن شب و پس از آن شب گذشته است؛ در فاصلهای میان خبر و واقعیت، میان روایتهای رسانهای و شاهدان صحنه، و میان آنچه همه شنیدهایم و آنچه هنوز از آن شب نمیدانیم.
و شاید برای همین است که «آن شب» را باید نه فقط روایتی از شهادت سیدحسن نصرالله، که تلاشی برای ثبت یکی از مهمترین شبهای تاریخ مقاومت از زبان کسانی دانست که خود، در دل آن شب ایستاده بودند.