داور شانزدهمین جشنواره مردمی فیلم عمار در گفت‌وگو با عمارفیلم مطرح کرد:

پیام انقلابی، روایت هنرمندانه می‌خواهد

علی طاهرفر، کارگردان سینما و داور شانزدهمین جشنواره مردمی فیلم عمار، در گفت‌وگو با عمارفیلم، ضمن طرح پیشنهادهایی برای بازنگری تخصصی در بخش «آرمان روح‌الله»، معتقد است وفاداری به اهداف محتوایی جشنواره، نه در بازتولید الگوهای تکراری، بلکه در خلق روایت‌هایی پژوهش‌محور، انسانی و برخوردار از انسجام دراماتیک معنا پیدا می‌کند؛ روایت‌هایی که بتوانند پیام خود را به تجربه‌ای ماندگار برای مخاطب تبدیل کنند.

داور شانزدهمین جشنواره مردمی فیلم عمار در جهت هر چه بهتر برگزار شدن بخش «آرمان روح‌الله» ضمن ارائه پیشنهاداتی، بیان کرد: «به نظرم یک واکاوی و یک بازنگری تخصصی‌تر برای بخش آرمان روح‌الله ضروری به نظر می‌رسد؛ چرا که طی سال‌های گذشته حتی در مرحله انتخاب برای موضوعات این بخش و جانمایی آنها در آرمان روح‌الله هر از گاهی با چالش هم مواجه می‌شدیم. باید این بخش از یک رویداد صرفاً رقابتی به بستری مستمر برای پژوهش، استعدادیابی، توسعه ایده و ارتقای کیفیت تولید تبدیل شود. اگر هدف، شکل‌گیری جریان مؤثر روایتگری درباره تاریخ و مسائل جامعه است، جشنواره باید علاوه بر داوری آثار نهایی، به فرایند شکل‌گیری آن‌ها نیز توجه کند.»

وی افزود: «به عبارتی فیلمسازان دغدغه‌مندی که مشخصا در این حوزه نگاهی آرمانی و مبتنی بر نیازهای روز فکری و اجتماعی دارند باید شناسایی شوند و جشنواره ارتباط مستمر با آنها داشته باشد. از سوی دیگر باید در این مسیر به تدوین معیارهای شفاف و تخصصی داوری که انطباق با اهداف محتوایی، اعتبار پژوهشی، کیفیت دراماتورژی و خلاقیت هنری دارند نیز اندیشید. همچنین ایجاد زیرساخت پژوهشی، فراهم‌کردن دسترسی به اسناد، منابع تاریخی، تاریخ شفاهی و پژوهشگران، حمایت از ایده‌ها پیش از تولید. برگزاری کارگاه‌های فیلمنامه‌نویسی، مشاوره دراماتورژی و جلسات توسعه طرح، می‌توانند به عنوان چند راهکار دیگر، مورد بررسی قرار گیرند.»

علی طاهرفر اضافه کرد: «جشنواره زمانی می‌تواند به تحقق چشم‌انداز خود نزدیک‌تر شود که علاوه بر معرفی آثار برتر، در پرورش هنرمندان، تقویت شبکه تولید و توسعه فرهنگ نقد و گفت‌وگو نیز نقش داشته باشد.»

وی درباره یکی از فراگیرترین ایرادات آثار رسانه‌ای، گفت: «کلیشه، بلای خانمان‌سوز تمامی مدیوم‌های رسانه‌ای امروز در کشور عزیزمان است که متاسفانه در موضوعات ضروری و حساسی که اتفاقاً جشنواره عمار طی سالیان بسیار در چشم‌انداز خود داشته نیز سایه افکنده و من یقین دارم یکی از اهداف کلان جشنواره عمار تلاش برای فاصله گرفتن از این معضل عظیم بوده و هست. کلیشه‌زدایی یکی از مهم‌ترین الزامات تحقق اهداف هنری جشنواره است. اگر قرار است آثار به تبیین عمیق موضوعات تاریخی و اجتماعی کمک کنند، نباید به بازتولید الگوهای تکراری در شخصیت‌پردازی، زاویه دید و شیوه انتقال پیام بسنده شود.»

وی افزود: «نخستین راهکار، طراحی منطقی قهرمانان فیلم‌ها است. شهدا و شخصیت‌های انقلابی باید در بستر زندگی، روابط، مسئولیت‌ها و انتخاب‌هایشان شناخته شوند. شخصیت الهام‌بخش الزاماً شخصیتی نیست که هیچ تعارضی ندارد؛ بلکه شخصیتی است که در موقعیت دشوار، انتخابی معنادار انجام می‌دهد.»

داور شانزدهمین جشنواره مردمی فیلم عمار گفت: «دومین راهکار، به کارگیری موقعیت دراماتیک است. به‌جای آنکه شخصیت‌ها درباره حقیقت تاریخی سخنرانی کنند، باید در موقعیت‌هایی قرار گیرند که کنش و انتخابشان مفاهیم را منتقل کند. راهکار دیگر پرداختن به پیچیدگی حوادث است. مثلاً در موضوع فتنه‌ها، اگر هدف بررسی ریشه‌های اجتماعی، فرهنگی و رسانه‌ای باشد، باید فراتر از بازگویی صرف رویدادها و حوادث باشد و این کار باید با اتکا به منابع معتبر و تفکیک شواهد از تفسیر به رای باشد. کشف زاویه‌ها می‌تواند تجربه تاریخی را ملموس‌تر کند، بی‌آنکه لزوماً موضوع و هدف اصلی اثر تغییر کند.»

طاهرفر اضافه کرد: «در هر حال آنچه در شأن جشنواره عمار است فاصله گرفتن آثار از کلیشه‌های رایج است و البته کلیشه‌زدایی به معنای فاصله‌گرفتن از اهداف جشنواره نیست؛ بلکه به معنای یافتن شیوه‌های هنری مؤثرتر برای تحقق آن اهداف است. هرچه روایت از نظر پژوهشی دقیق‌تر، از نظر انسانی عمیق‌تر و از نظر دراماتیک منسجم‌تر باشد، ظرفیت بیشتری برای اثرگذاری فرهنگی و اجتماعی خواهد داشت.»

طاهرفر با نقد نگاه‌های ویترینی در سینمای ایران گفت: «می‌توان گفت جشنواره عمار همچنان که در طول حیات خویش خالصانه در جهت تغییر نظام فکری جشنواره‌های متداول ویترینی سینمای ایران گام برداشته و به نظر من زمینه‌ساز رشد و سازماندهی نظام فکری جدید حداقل در حوزه سینمای مستند انقلاب شده است، برای تثبیت این موقعیت درخشان زمانی می‌تواند در تحقق اهداف فرهنگی خود مؤثرتر عمل کند که از یک‌سو به مسائل واقعی جامعه و اولویت‌های محتوایی خود وفادار بماند و از سوی دیگر، برای بیان این مسائل به ظرفیت‌های کامل هنر، از جمله پژوهش، دراماتورژی، شخصیت‌پردازی و خلاقیت روایی تکیه کند. هدف نهایی، نباید صرفاً تولید آثاری با پیام مشخص باشد؛ بلکه باید شکل‌دادن به روایت‌هایی باشد که بتوانند آن پیام را به تجربه‌ای انسانی، مستند و ماندگار برای مخاطب تبدیل کنند.»