گفت‌وگو با علی سرو، کارگردان مستند «ترور امنیت»، درباره حمله تروریستی به حرم شاهچراغ

به شاهچراغ(ع) که رسیدم هنوز پر از خون بود

علی سرو، کارگردان مستند «ترور امنیت» که لوح افتخار بخش «آرمان روح‌الله» هفدهمین جشنواره مردمی فیلم عمار را دریافت کرده است، از تجربه حضور در صحنه حملات تروریستی شاهچراغ(ع)، چالش‌های ساخت این مستند و ضرورت روایت صادقانه حوادث بحرانی می‌گوید.

مستند «ترور امنیت» به کارگردانی علی سرو، که موفق به دریافت لوح افتخار بخش «آرمان روح‌الله» جشنواره مردمی فیلم عمار شده است، روایتی از دو حمله تروریستی به حرم شاهچراغ(ع) و تلاش برای ثبت ابعاد مختلف این حوادث است. سرو در نخستین ساعات پس از حمله، خود را به شیراز رساند؛ زمانی که هنوز آثار خون‌ریزی در حرم باقی مانده بود و فرش‌ها را برای پاک‌کردن خون شهدا جمع کرده بودند. آنچه در ابتدا مأموریتی فوری برای ثبت حادثه بود، به‌تدریج به دغدغه‌ای شخصی برای ساخت مستندی جامع تبدیل شد؛ اثری که با اتکا به شهادت شاهدان عینی، بازسازی وقایع و نگاهی انسانی، ابعاد مختلف این حوادث را روایت می‌کند. سرو در این گفت‌وگو از دشواری‌های دسترسی به اطلاعات، فشارها و محدودیت‌های تولید و ضرورت روایت صادقانه بحران می‌گوید.

علی سرو، کارگردان مستند «ترور امنیت» از لحظات ابتدایی حادثه می گوید:« بلافاصله بعد از رخ داد این اتفاق با من تماس گرفتند و گفتند که سریعا برید و واقعه را پوشش دهید. حتی در اخبار هم هنوز اعلام نکرده بودند که چه اتفاقی افتاده. آن لحظه‌ای که زنگ زدند، کوه بودم و آنتن مناسبی نداشتم. بعد از تماس، از همانجا مستقیم رفتم به سمت فرودگاه و توی راه بلیت را هماهنگ کردم. حتی یادم است که عوامل را هم به سختی توانستم پیگیری کنم؛ که بعضی از بچه ها در شیراز و برخی هم در تهران بودند که باید برایشان بلیت می گرفتیم. خلاصه در همان شب حادثه خودم را به شیراز و حرم شاهچراغ (ع) رساندم و فضا را رصد کردم. در آن زمان داخل حرم هنوز پر از خون و خون ریزی بود و فرش ها را جمع کرده بودند و داشتند خون ها را تمیز می کردند و واقعا شرایط خاصی بود.»

این کارگردان جوان با اشاره به اینکه یکی از جدی‌ترین چالش‌های تولید مستند در شرایط بحرانی دسترسی به اطلاعات دقیق و قطعی است گفت:« در موقعیت‌های بحرانی، هم به‌دست‌آوردن اطلاعات دشوار است و هم حضور رسانه‌ها در صحنه با استقبال نیروهای امنیتی و عوامل حاضر در بحران مواجه نمی‌شود. دسترسی‌ها محدود است و رسیدن به شاهدان عینی، کاری سخت و زمان‌بر. در این میان اما،  به لطف همراهی دوستان دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی استان فارس و دفتر تاریخ شفاهی استان فارس، توانستیم تا حدودی این مسیر را هموار کنیم. تجربه قبلی، ارتباطات موجود و پیگیری‌های خودمان کمک کرد تا اطلاعات بیشتری به دست بیاوریم و با شاهدان عینی جلسه بگذاریم. بخش مهمی از این اتفاقات در همان یکی دو روز اول رخ داد؛ زمانی که هم‌زمان مشغول تصویربرداری هم بودیم.»

سرو با اشاره به اینکه سفارش اولیه، ساخت مستندی بود که باید ظرف یک تا دو هفته منتشر می‌شد، گفت:« نتیجه این مأموریت، مستند «غیبت موجه» بود. با این حال، ماجرا برای من به همین‌جا ختم نمی‌شد. شهدای این واقعه بسیار مظلوم بودند، حادثه ابعاد گسترده‌ای داشت و حرف‌های بسیاری درباره آن وجود داشت که احساس می‌کردم باید گفته شود. به همین دلیل، تصمیم داشتم مستندی جامع درباره این حادثه تروریستی بسازم. اما وقتی دیدم گروه‌های دیگری هم در حال کار روی این موضوع هستند، با وجود اینکه بخش زیادی از تصویربرداری‌های پروژه را انجام داده بودم، آن را کنار گذاشتم و به سراغ تولید میان‌برنامه، فیلر و حتی موزیک‌ویدئو رفتم؛ آثاری که منتشر شدند و بازخوردهای خوبی هم داشتند.»

وی افزود: «به تهران برگشته بودم و مشغول کارهای دیگر بودم که دومین حمله تروریستی به حرم شاهچراغ(ع) اتفاق افتاد. پیش از این حادثه، احتمال می‌دادم که چنین اتفاقی دوباره تکرار شود. به همین دلیل، به مأموران امنیتی حرم و افراد مرتبط با پرونده هشدار داده بودم که ضعف‌های امنیتی موجود می‌تواند زمینه‌ساز تکرار حادثه شود و باید برای جلوگیری از آن اقدام کرد.اما متأسفانه آن‌طور که انتظار می‌رفت، به این هشدارها توجه نشد و موضوع ساده گرفته شد؛ تا اینکه حادثه دوم رخ داد.»

این کارگردان افزود: «این بار بلافاصله به شیراز برگشتم.. از آنجا که برای حادثه اول نیز تصویربرداری‌هایی انجام داده بودیم، تصمیم گرفتم دو واقعه را در قالب یک مستند جامع روایت کنم؛ اثری که بتواند ابعاد مختلف حوادث تروریستی شاهچراغ را در کنار هم قرار دهد و برای این کار، از شاهدان عینی هر دو حادثه استفاده کردیم و هر دو واقعه را بازسازی کردیم.»

سرو با بیان اینکه این مستند فقط تولید یک اثر رسانه‌ای برایش نبوده است، گفت: « ساخت این  مستند فرصتی بود برای ثبت و ضبط یک برهه تاریخی در حافظه رسانه انقلاب اسلامی. و خدا را شکر می‌کنم که این توفیق نصیب ما شد. بازخوردهایی که از مخاطبان دریافت کردیم نیز نشان داد که این اثر توانسته است تأثیرگذار باشد.»

علی سرو ادامه داد: « یکی از بخش‌های ارزشمند این تجربه برای من، آشنایی و همکاری با گروه‌های تولیدکننده شیرازی بود؛ از جمله آقای مهدی‌پور، تیم و خانواده ایشان و مجموعه‌های دیگری که در این مسیر همراه ما بودند. همچنین در این مسیر، از آقای مصطفی شوقی، مسئولان و دوستان دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی استان فارس و همچنین سازمان فرهنگی رسانه‌ای اوج تشکر می‌کنم که در پیشبرد این پروژه همراهی و اعتماد کردند.»

کارگردان مستند « ترور امنیت» گفت: «گرچه شروع این مسیر با یک سفارش کاری بود، اما به‌تدریج موضوع برای من به دغدغه‌ای شخصی تبدیل شد. ویژگی‌های خاص این حادثه، اهمیت ثبت ابعاد مختلف آن و احساس من نسبت به بعضی از بخش‌ها و متغیرهایی که در روایت‌های موجود کمتر به آن‌ها پرداخته می‌شد، باعث شد تصمیم بگیرم مستقل از سفارش اولیه و حتی با هزینه شخصی، تولید یک مستند جامع‌تر را آغاز کنم. در جریان حادثه اول حدود دو هفته در شیراز ماندم و تلاش کردم با حضور در محیط، ارتباط با افراد و مجموعه‌های مختلف و گفت‌وگو با شاهدان، روایت را پیش ببرم. پس از حادثه دوم نیز حدود دو تا سه هفته در شیراز حضور داشتم و دوباره همین مسیر پژوهش، ارتباط‌گیری و تکمیل روایت را دنبال کردم.»

روایت صادقانه بحران، مهم‌تر از امکانات و بودجه است

این کارگردان درباره تفاوت مستند در نگاه و شیوه روایت توضیح داد: «تفاوت یک اثر مستند صرفاً به کیفیت فنی، تجهیزات یا بودجه آن وابسته نیست. طبیعتاً گروه‌هایی بودند که امکانات فنی و بودجه بیشتری در اختیار داشتند؛ اما چیزی که می‌تواند یک اثر را متمایز کند، نوع نگاه و شیوه روایت آن است. ما تلاش کردیم روایتی صادقانه، متفاوت، دراماتیک و در عین حال مخاطب‌پسند ارائه دهیم. برای من مهم بود که اثر صرفاً به گزارش حادثه یا برانگیختن احساسات مخاطب محدود نشود. می‌خواستم به‌جای تأکید صرف بر جنبه‌های احساسی و سانتیمانتال، به ابعاد انسانی ماجرا نزدیک شویم و روایتی شکل دهیم که از نظر منطقی نیز برای مخاطب قابل‌درک و باورپذیر باشد. فکر می‌کنم یکی از ویژگی‌های این مستند، همین نگاه انسانی به حادثه بود؛ تلاشی برای اینکه مخاطب، به‌ویژه مخاطب ایرانی، بتواند با آدم‌ها و تجربه‌های واقعی پشت این اتفاق ارتباط برقرار کند.»

سرو درباره روند ساخت این مستند بیان کرد: «البته مسیر ساخت این مستند به‌هیچ‌وجه ساده نبود. من در مقاطعی به‌شدت تحت تأثیر فشارهایی قرار گرفتم که در جریان کار به ما وارد می‌شد. به گفته خودم، این فشارها در مواردی به تهدید نیز رسید؛ محدودیت‌های جدی در مسیر تولید داشتیم و در این روند بازداشت هم اتفاق افتاد. حتی تا زمان بیان این روایت، بخشی از تجهیزات فنی من همچنان در اختیار نیروهای امنیتی باقی مانده بود.»

کارگردان این مستند با اشاره به اینکه در مواجهه با فعالیت‌های رسانه‌ای در شرایط بحرانی، نیاز به بازنگری در برخی رویکردها وجود دارد، گفت: «وقتی یک حادثه رخ می‌دهد، به هر حال درباره آن روایت‌هایی شکل می‌گیرد؛ چه ما در تولید و ثبت آن مشارکت کنیم و چه نکنیم. مسئله این است که سهم رسانه‌های داخلی در شکل‌گیری این روایت‌ها چه باشد و چگونه بتوانند با صداقت و مسئولیت‌پذیری، تصویر دقیق‌تری از واقعیت ارائه کنند. به‌ویژه در شرایطی که از آن با عنوان جنگ شناختی یاد می‌شود، نمی‌توان اهمیت روایت را نادیده گرفت. اگر ما به هر دلیل امکان روایت‌گری را از خودمان سلب کنیم، فضای روایت خالی نمی‌ماند و روایت‌های دیگری جای آن را می‌گیرند. به همین دلیل، معتقدم باید به گروه‌های رسانه‌ای حرفه‌ای و قابل‌اعتماد فرصت داد تا در چارچوب ضوابط روشن و نظارت‌های لازم، کار خود را انجام دهند.»

وی با بیان اینکه صداقت در روایت از اهمیت اساسی برخوردار است، ادامه داد: «اگر در جایی خطا یا ضعفی وجود داشته، باید بتوانیم آن را صادقانه بیان کنیم. پنهان‌کردن واقعیت در بلندمدت به اعتماد مخاطب آسیب می‌زند؛ در مقابل، وقتی مخاطب به صداقت یک رسانه اعتماد کند، پذیرش روایت آن درباره سایر ابعاد یک حادثه نیز برایش امکان‌پذیرتر خواهد بود.»

علی سرو با اشاره به اینکه دغدغه‌اش ساخت اثری فراتر از یک گزارش خبری بوده است، افزود: «من می‌خواستم یک مستند سینمایی با استفاده از بازسازی و روایت داستانی تولید کنم. طبیعتاً ساخت چنین اثری با چالش‌های فنی و مالی همراه بود، اما یکی از مهم‌ترین مشکلات ما دسترسی به اطلاعات، افراد و موقعیت‌های موردنیاز برای تکمیل روایت بود. همین محدودیت دسترسی، در کنار فشارهای موجود، بخش مهمی از دشواری‌های تولید را تشکیل می‌داد.»