به گزارش عمارفیلم، در سومین روز از این جشنواره، مستند «ترنسکشی» به کارگردانی محسن آقایی، در سینما بهمن تهران به نمایش گذاشته شد. این مستند روایتی بیپرده از چالشهای سلامتی و اجتماعی افراد ترنس، قبل و بعد از عمل جراحی ارائه میدهد.
محسن آقایی کارگردان مستند «ترنس کشی» در ابتدا درباره این مستند گفت:«این سوژه یکی از زیر موضوعاتی بود که در ساخت اثر ایکسونامی با آن مواجه بودم. مفهوم جنسیت در اثر ایکسونامی جا ماند و ما از لحاظ زمانی ظرفیت پرداخت کافی به آن را نداشتیم به همین دلیل به صورت مجزا این اثر ساخته شد. امروز با سیاستهایی که به ظاهر ربطی به مسئله جنسیت ندارند، در حال ضریب دادن به چالش جنسیت و تضعیف خانواده هستیم. فکر میکنم یکی از متهمان ردیف اول برای دامن زدن به اختلالات جنسیتی، خود سیاستمداران هستند. پس از زمان پهلوی ما در حال حرکت به سمت ساختار جنسیت خنثی یا جنسیت ستیز هستیم. در خانمها به کررات بهم ریختگی جنسیتی مشهود است و درصد بالایی از خانمها، از جنسیت خود ناراضی هستند. اگرچه این مسئله در سطح جهانی مطرح است اما در یک کشور اسلامی نباید این اتفاق رخ دهد. به روشنی مشخص است که این وضعیت ماحصل تصمیمات عامدانه، بودجه ریزی و برنامهریزی نادرست است.»
علیرضا لاور در ادامه این نشست درباره چالشهای ساخت این مستند بیان کرد:«بزرگترین چالش ما در ساخت این مستند، چند بُعدی بودن این موضوع بود. ما برای ساخت این اثر با پژوهشی جامع و کامل مواجه نبودیم. همچنین چالش بعدی مواجهه با نهادها برای دریافت اطلاعات بود. نهتنها فکتی در هیچ نهادی وجود نداشت بلکه بستری برای پژوهش نبود. علاوه بر این، برای پژوهش در این زمینه ممنوعیت وجود داشت همچنین در زمینه مسئله جنسیت آمار دقیقی وجود ندارد. موضوع دیگردر بحث ترنس، مسئله هویت است که اگر به درستی به آن پرداخته نشود در آینده از لحاظ تمدنی و جنسیت دچار مشکل میشویم. همه این مشکلات فرآیند ساخت این اثر را طولانی کرد.»
محسن آقایی درباره یک تفکر اشتباه رایج درباره جراحی ترنس شرح داد:«از نظر من یکی از مهمترین اتفاقات در لایه پژوهشی ما ژنتیکی و مادرزادی بودن این مشکل بود و اگر برای عمل، به آنها اجازه داده شود این مشکل حل میشود.»
کارگردان این مستند افزود:«بخش عمدهای از آثار من، با استفاده از منابع آرشیوی است اما در این اثر نمیشد با آرشیو پیام را به درستی منتقل کرد. ما برای ساخت این اثر باید به خود افرادی که این عمل را انجام دادند رجوع میکردیم. اما افرادی که این عمل را انجام میدهند از دسترس خارج میشوند و هیچ تمایلی به مطرح کردن تجربه خود ندارد؛ در نهایت نمیتوان متوجه شد که چه حسی از این عمل دارند. وقتی یک تغییر بنیادینی مانند جنسیت رخ میدهد نمیتوان به سالهای ابتدایی بعد از آن اتکا کرد. این مسأله باید در دراز مدت سنجیده شود. نارساییها، ازدواج، مسائل مرتبط با کار این افراد پس از گذشت چند سال خود را نشان میدهد. بنظر میرسد به رسمیت شناختن این عمل مساوی با انتخابی دانستن جنسیت است.»
آقایی ادامه داد:«ما با تأکید موکد مطرح کرده بودیم که نیاز به افرادی داریم که حدود ده الی پانزده سال از عملشان گذشته باشد اما اینچنین سوژهای پیدا نکردیم. سوالی که پیش میآید این است که چرا دسترسی به افرادی که چندینسال از تجربه عملشان گذشته است وجود ندارد. اگر راضی هستند، باید به صحنه بیایند و اعلام رضایت کنند تا دیگران هم به این سمت حرکت کنند. حدس ما این است که چون چندین سال برای رسیدن به این عمل تلاش کردند اما در نهایت متوجه شدند که به آنچیزی که میخواستند نرسیدند، ناراضی هستند و به همین دلیل خود را پنهان کردهاند. ماننده افرادی که از ایران به کشورهای خارجی مهاجرت میکنند و ناگاه متوجه میشوند تصوری که از نتایج مطلوب عمل داشتهاند باطل بودهاست.»
کارگردان این مستند افزود:«یکی از زوایای مغفول در دنیا، خانوادههای افراد ترنس است اما متأسفانه خود را نشان نمیدهند. موارد بسیاری داشتیم که خانه خود را رها کرده و به یک شهر دیگر رفتهاند تا اطرافیان متوجه این اتفاق نشوند. همچنین مواردی بودند که حتی والدین سکته کردهاند. اگر افرادی که سالهای پیش عمل کردهاند به صحنه بیایند و واقعیتهای زندگی کنونی خود را بگویند، فضای حاکم و روایت از ترنس تغییر میکند. بچههای ترنس قربانی کج فهمی در ساختارهای حکومتی، دانشگاهی و رسانهای هستند.»
علیرضا لاور در پاسخ به سوال یکی از حضار مبنی بر اینکه آیا این پدیده قابل توقف است یا خیر گفت:«حکمران در کشور باید درباره این موضوع شفافسازی کند؛ اگر سیال بودن جنسیت وجود داشته باشد باید تمام خرده جنسیتها به رسمیت شناخته شود. همچنین اگر موضوع دو جنسیتی نیز به رسمیت شناخته شود هم، حاکمیت باید تکلیف این مسئله را روشن کند. ما وقتی درباره ترنسها صحبت میکنیم، درباره افرادی صحبت میکنیم که از لحاظ فیزیکی کاملا سالم هستند. این سوال مطرح میشود که آیا حکمران به این افراد محور اوراق هویتی میدهد یا خیر؟ آیا اظهارات خود فرد پایه تشخیص حکمران به لحاظ روانشناسی هست یا خیر؟ آیا این عمل از لحاظ شرعی درست است یا خیر؟.»
لاور ادامه داد:«یک همجنسگرا وقتی وارد اتاق درمان میشود، در ابتدا بررسی میشود که بیماریهای ثانویه و اختلالات روحی نداشته باشد؛ سپس مسیر پیش رو برای او روشن میشود که در حال حاضر آیا میخواهد این عمل را با تمام عوارضی که دارد انجام دهد؟ یا میخواهد هویت خود را بپذیرد و برگردد؟ برای بحث ترنس هم همین مسیر طی میشود.»
محسن آقایی درباره برنامه خود در آینده گفت:«من برنامه دارم که همچنان افراد قدیمی ترنس را پیدا کرده و با آنها صحبت کنم. مورد دیگر پیدا کردن خانوادههای این افراد است. همچنین بررسی تأثیر لابیهای قدرت بر روند علم، تأثیر مارکت بر بازار هورمون و پزشکی، نگاههای امنیتی که در جامعه به این افراد میشود نیز از مواردی هستند که همچنان به دنبال بررسی آنها هستم. اگر این مسیر ادامه پیدا کند همجنس گرایی هم در کشور رایج میشود. اگر در جمهوری اسلامی دعوا بر سر به رسمیت شناختن یا نشناختن همجنسگرایان راه بیفتد فشاری که وارد میشود بیش از بحرانهای در زمینه حجاب خواهد بود.»
آقایی، کارگردان این مستند در پاسخ به سوال یکی دیگر از حضار درباره برهم خوردن شرایط سودآور پزشکان کاسب توضیح داد: «یکی از سنگرهایی که جراحان در پشت آن موضع گرفتهاند استناد به پژوهشهایی است که با استناد بر خوداظهاری تکمیل شده است. البته در این استنادها دادهسازی هم صورت گرفته است و دچار مغالطه در درصد رضایتمندی شدهاند. طبق این داده ها ۹۶ درصد افراد رضایت دارند؛ این درحالی است که حتی افرادی عادی و سالم هم این میزان از رضایت جنسی را دارا نیستند. خیلی از این دادهها در مدت کوتاهی پس از عمل تکمیل شده است و برای همین نمیشود به آن اتکا کرد چون مشکلات این عمل در دراز مدت بروز پیدا میکند.»
محسن آقایی افزود:«در بسترهای خارجی مانند یوتیوب، کلیپهای بسیاری از افرادی هست که عمل کردهاند اما نکته قابل توجه این است که در این کلیپها اغلب افراد اظهار رضایت کردهاند که مرد بودند و با عمل تغییر جنسیت دادهاند.»
آقایی در پاسخ به سوال یکی دیگر از حاضران نشست مبنی بر انتخاب سوژههای جنجالی جهت دیدهشدن بیشتر گفت:«من هیچگاه برای جنجالسازی کاری نساختهام. کسی به دنبال جنجال است که برایش نفع مادی دارد. رویکرد من این است که برای ساخت اثر باید به سراغ مسائل مهم رفت تا با ساخت اثر، آن مسئله به جریانی تبدیل شود و برطرف شود. یکی از نقدها این است که دوربین صد درصد در اختیار سوژه باشد. یعنی کارگردان بدون پژوهش، و تحقیق، به صورت دهنبین به ساخت اثر بپردازد.»
علیرضا لاور در پایان بیان کرد: «به نظر من قربانی اصلی این موضوع،خود ترنسها هستند. آنها در گردابی از دروغ و فضاسازی قرار دارند. جریان شبه علم و روشنفکر نما که بدون مواجهه علمی و کارشناسی دقیق، به صورت سردرگم با این افراد مواجهه دارد، جریان منفعل دینی که به صورت غیر کامل به مسئله جنسیت میپردازد، فضای بسیار زرد رسانهای که به صورت مقطعی به این جریان نگاه میکند، سلبریتیهایی که از طریق سوء استفاده از این افراد کسب درآمد میکنند. این فضای سرشار از ابهام باعث میشود ما عزیزترین افراد جامعه، که افراد فوق توانمندی هستند را از دست بدهیم.»
محسن آقایی، کارگردان این مستند نیز در سخنان پایانی خود توضیح داد:«یکی از اتفاقات بسیار مهم برای تغییر وضعیت این است که والدین افراد ترنس این مستند را ببینند. ما متأسفانه انجمنی برای والدین ترنس نداریم و این باعث میشود که مستند «ترنس کشی» به دست مخاطبین اصلی نرسد. از افرادی که با ترنسها در ارتباط هستند دعوت میکنم تا این اثر را ببینند. خیلی از افراد دغدغهمند و انقلابی نیز در مواجهه با مسئله ترنس مطرح میکنند که یکی از افتخارات جمهوری اسلامی این است که حضرت امام (ره) برای عمل به این افراد اجازه داده است.یکی از دغدغههای من این است که این حرکت به نام مقام معظم رهبری و حضرت امام (ره) به رسمیت شناخته نشود و امیدوارم این فضا تغییر کند و تصویر حقیقی نشان داده شود.»