به گزارش عمارفیلم، حجت الاسلام محسن قنبریان در ابتدای این نشست گفت:«در این روزهایی که پشت سر گذاشته ایم همه معتقدیم دست جنایتکار بیرونی در ماجرا مشهود بوده است. این اتفاقات سر جنگی داشت اما تعبیری که میخواهیم استفاده کنیم نباید فقط سر جنگی داشتن را توضیح دهد؛ مابقیه جوانب را نیز باید شفاف سازد. دراین زمینه هرچقدر دایره مفهومی که از سیره اهلبیت میشناسیم بیشتر باشد دستمان در عناوینی که چتر میگستراند بازتر است. مثلا اگر ما فقط با کلمه محاربه و بقی کار بکنیم که دو کلمه اسلامی است و حکم شرعی هم هست. این موضوع واضح است که تعداد زیادی از کسانی که به خیابانها آمدند و آدم کشتند و از سلاح گرم و سرد استفاده کردند، محکوم به آن حکم میشوند. اما اگر بخواهیم تنها با مفهوم محاربه و بقی کل ماجرا را توضیح دهیم، آن توضیح کامل نیست و یک بخش بدون توضیح باقی خواهد ماند. همچنین آثار بدی را هم برجای خواهد گذاشت؛ همچون کسی که در اعتراضات بوده است و کسی را نکشته باشد اما حکم محاربه به او داده شود. در انتخاب عناوین باید بسیار دقت کرد. قاضی درجایگاه حکم دادن است اما هنرمند و مبلغ و برنامه ساز در جایگاه توضیح دادن است و الزاما مفاهیمی که در حکم میآید کافی نیست.»

او در ادامه با تبیین چهار مفهوم در سیره امیرالمونین (ع) شرح داد:«یک مفهومی که وجود دارد، تحت عنوان اعتراض است. در این عنوان مردم به معنای واقعی کلمه شکایت خود را نزد امیرالمؤمنین میآورند. مفهوم دیگر حائشات است؛ به این معنا که از اعتراض فراتر میرود و به ناآرامی میانجامد. نا آرامیهایی که حتی ممکن است افرادی کشته شوند اما قاتل، شخص مشخصی نیست. مفهوم دیگر اتفاقی است که تحت عنوان غارات رخ داده است؛ به این معنا که پدیدهای مسلحانه از سوی دشمن بیرون اتفاق میافتد که فراتر از فتنه و اعتراض است. همچون اقداماتی که منافقین دهه 60 در داخل کشور انجام میدادند. یک مفهوم دیگری هم تحت عنوان بقی وجود دارد. یعنی کسانی که در بیعت امیرالمونین (ع) بودند اما علیه آن حضرت خروج میکنند. مانند ماجرای جنگ جمل و خوارج که در تاریخ وجود دارند. این مفاهیم در بعضی از جاها باهم متفاوت هستند در نهایت با یک عنوان محاربه نمیتوان کل پدیده را توضیح داد و نیاز به تبیین و شفافسازی وجود دارد.»

قنبریان درباره حکم محارب توضیح داد:«در مفهوم اسلامی حکمیت یعنی بین دو نفر یک انسان به اصطلاح واسطه بشود؛ این موضوع بطور قاطع برای گروه تروریستی حکم نمیشود. ما در اتفاقات دیماه ۱۴۰۴، به یکباره نمیتوانیم به همه کسانی که در آن زمان در خیابانها بودند حکم محارب بدهیم. به تعدادی حکم سنگین محارب داده میشود. آنچیزی که در خیابانها اتفاق افتاد معجونی از این چهار مفهوم مذکور بود.»
حجت الاسلام قنبریان درباره مسئله اعتراض در کشور گفت:«در کشور بدنه معترضی وجود دارند که ما راه را برای آنان بستهایم. به عبارتی هیچ راه قانونی برای اعتراض آنان به معنای واقعی کلمه وجود ندارد. باید به این سوال پاسخ داد که آیا اعتراض حق مردم است و یا یک امر جایز و خوب است. بین دو مفهوم لازم و جایز تفاوت وجود دارد. ما اعتراض را به عنوان حق مردم باور نکردهایم. طبق سخنان امام خمینی (ره) اعتراض باید چیزی بیشتر از جواز باشد».
او در ادامه با اشاره به تفاوت نظام ارزشی با نظام مردم محور بیان کرد:«نظام جمهوری اسلامی ایران، نظام افراد نیست بلکه ارزشها است. بنابراین در این فضا اعتراض کردن به افراد و سیاستها در یکسری چارچوبهای مشخص، منجر به تعادل ارزشها میشود و برای جامعه اسلامی لازم است. البته اعتراضها هم ممکن است اشتباه باشند اما درست یا غلط بودن اعتراض باید بعد از مطرح شدن آن تعیین شود، نه اینکه فیلتری وجود داشته باشد تا اعتراضات از میان آن انتخاب شوند. طبق بیانات رهبر معظم انقلاب در سال ۱۴۰۱، جوانی که تحت تاثیر احساسات به خیابان میآید و حتی سطل آشغالی را هم آتش میزند را باید با بیان تبیینی و نه با روشهای خشونتآمیز، آگاه کرد.»

قنبریان با اشاره به قائل بودن رهبر معظم انقلاب به حکم محاربه افزود:« با وجود آنکه رهبر معظم انقلاب به حکم محاربه برای کسی که از سلاح استفاده میکند قائل هستند، اما در سخنرانی خود طی اتفاقات 1401، بر روی دشمن خارجی بیشتر از دشمن داخلی تاکید میکنند. این یعنی در موضوع اعتراضات باید تغییر نگاه جدی ایجاد شود.»
حجت الاسلام قنبریان در بخش پایانی سخنان خود درباره راهکار اعتراض در کشور باوجود توطئههای رسانهای علیه جمهوری اسلامی ایران گفت:«طبق دستورات دین و خطبههایی که در نهجالبلاغه وجود دارد، باید تشکلیابی و تظاهرات که مظهر اظهار عاطفه دستجمعی است پر رنگ شوند. اگر عمل به اصل ۲۶ قانون اساسی برجسته شود، تعداد افرادی که در آشوبهای ساختگی توسط دشمنان به خیابانها میآیند کمتر میشود. ما برای پزشکان و تجار و برخی گروه از مردم تشکلهایی داریم که یک نفر به نمایندگی از آن مجموعه، اعتراضاتشان را به گوش مسئولین میرسانند اما این فضا برای معلمان و قشر کارگر و سایر قشرهای دیگر جامعه وجود ندارد. تشکل کارگری در مجموع ۳ درصد است و تنها در دوران شهید رئیسی این عدد به ۷ درصد افزایش پیدا کرد. این موضوع نداشتن تشکل برای برخی از اقشار جامعه خود یک تبعیض بزرگ است.»