2019-01-29

خیلی جذاب نیست؛ نماینده مجلس سوریه است؛ قبلا یکی از این آدم های گند دماغ بعثی را در سفر سال 93 به سوریه دیده ام اصلا قابل تحمل نیستند؛ اینها تمام فرضیاتی است که پیش از سفرش به عنوان مهمان جشنواره عمار

به گزارش «عمار فیلم»، کارهایش در اینترنت و کارهایی که فرستاده است نیز چنگی به دل نمی زند همه اینها باعث می شود که دلم به این نرود که با او همراه باشم البته از بچه هایی که او را می شناسند و با او قبلا صحبت کرده اند می شنوم که به سینمای ایران علاقه دارد و در کل هم کمکی به عمار است و هم تجربه ای است برای خودم در برنامه ریزی یک سفر و جلسات فشرده اش.

سه فیلم برای جشنواره ارسال کرده است؛ یک فیلم کوتاه به عنوان عشق یاسمین، درباره دختری که در دمشق سوار تاکسی مرگ می شود و در خرابه های حلب پیاده می شود؛ فیلمی دیگر به اسم مسیر زندگی(طریق الحیاه) درباره داستان حقیقی یک بیمارستان است که در منطقه جسر الشغور تحت محاصره تروریست‌ها قرار داشته است و مستندی با عنوان «حلب … برمی گردیم» درباره وضعیت حلب در گذشته و در دوران بحران؛ و همچنین فیلم تئاتری درباره تاریخ سوریه و بر اساس شرایط و کیفیت فیلم ها قرار بر این شد که مستندی «حلب … برمی گردیم» در جشنواره اکران شود.

هماهنگی های مختلف برای یک مصاحبه مفصل، دیدار با نماینده مجلس و سفر به اصفهان چرا که گفته اند او دوست دارد درباره شهید حججی مستند بسازد.

روز دوشنبه عصر به تهران می رسد و شب هنگام در هتل اولین دیدار با او صورت می گیرد؛ برنامه از پیش تعیین شده را تحویلش می دهم و او برخلاف انتظارم مشکلی ندارد فقط برای روز پنجشنبه می خواهد بازی سوریه و اردن در جام ملت های آسیا را ببیند.

صبح سه شنبه مصاحبه مفصلی با خبرگزاری تسنیم انجام می دهد و پس از آن به دیدار حجت الاسلام پژمانفر نماینده مردم مشهد در مجلس و عضو کمیسیون فرهنگی می رود و سپس دیداری با رئیس کانال عربی شبکه آی فیلم و مصاحبه با روابط عمومی برون مرزی صداوسیما دارد.

آخرین برنامه او در روز اول هم دیدار از فضای جشنواره عمار، سخنرانی در نشستی با عنوان «ناگفته های سوریه» و پخش فیلمش است.

روز دوم صبح زود عازم اصفهان می شود و ظهر ناهار را پس از دیدن یک مستند مهم از جشنواره عمار درباره مبارزه با داعش در عراق و صحبت درباره این مستند می خورد مستندی که برای او به شدت جذاب بوده است و نهایتا نماز مغرب را در کنار مقبره شهید حججی می خواند و با پدر او صحبت می کند و به تهران بر می گردد.

گفت وگو با تیم مستند «به وقت جام» درباره فضای مردمی در سوریه و دیدن فیلم سینمایی «یتیم خانه ایران» و نهایتا حضور در اختتامیه جشنواره مردمی فیلم عمار و حضور در جمع تقدیر کنندگان و اعطا کنندگان جوایز دو بخش(بخش مدافعان حرم و بخش تقدیر ویژه) برنامه روز سوم او بود و در روز چهارم دیداری از مرکز تولید انیمیشن رایمون مدیا انجام می دهد و روز پنجم دیداری از سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و گفتگویی با دکتر خامه یار معاون بین الملل سازمان داشت.

فضای فرهنگی و رسانه ای در سوریه حال و گذشته

ولید درویش در این سفر و به خصوص در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم درباره فرهنگ و هنر در سوریه سخن گفت و آن را چنین تشریح کرد: اگر بخواهم از فرهنگ سوریه بگویم باید اشاره کنم که این کشور بعد از استقلال خود در سال ۱۹۴۸، اولین کشور در غرب آسیا بوده است که وزارت فرهنگ تاسیس می‌کند. سوریه مراکز نمایشی خوبی داشته است که می‌توان به مرکز نمایش «حمراء»، «اپرا» و … اشاره کرد. متاسفانه در حوادث جنگ سوریه، داعشیان به مراکز فرهنگی حمله کردند و آنها را تخریب کردند؛ هم‌چنین در همین مسیر افراد زیادی را کشتند. برای مثال، یکی از کارشناسان خبره در حوزه میراث فرهنگی با نام «خالد» را در منطقه تدمر کشتند. قبل از حوادث اخیر در سوریه، ایرانیان بسیاری به سوریه می‌آمدند و در جشنواره‌های مختلف که در لاذقیه، حلب و دمشق برگزار می‌شد، شرکت می‌کردند. خیلی از فیلم‌سازان ایرانی در جشنواره فیلم دمشق که یکی از مهم‌ترین جشنواره‌های سینمایی در منطقه بود، شرکت می‌کردند.

درویش با بیان اینکه از دوران بچگی کار تئاتر در مدرسه انجام می‌دادیم، می گوید: نام آن تئاتر «جوانان انقلابی» بود. دولت سوریه حمایت‌های خوبی از ما داشت و ما در سال ۲۰۰۹ شرکت «سوریان» را تاسیس کردیم و با بعضی از شرکت‌های ایرانی نیز کار می‌کردیم. باید بگویم که بحران بر روی بسیاری از چیزها تاثیر گذاشته است و اوضاع نسبت به قبل تغییر کرده است.

وی افزود: قبل از وقوع حوادث در سوریه، فضا بسیار آرام بود و اگر می‌خواستیم چیزی از سوریه بسازیم با نگاه به باستان‌شناسی سوریه و معرفی فضاهای گردشگری و تفریحی سوریه ساخته می‌شد. البته باید بگویم که بسیاری از شرکت‌ها نظیر شرکت ما، به جریان مقاومت در فلسطین نگاه داشت و راجع به آن کار می‌ساخت. از سال ۲۰۱۲ به بعد تصمیم گرفتیم تا تمام آنچه که در سوریه رخ می‌داد را مستندسازی کنیم.

درویش ادامه داد: قبل از حوادث اخیر در هر شهر سوریه مراکز مرتبط با فرهنگ و هنر برقرار بود که خدمات رایگان و شبه رایگان به علاقمندان ارائه می‌داد، اما اولین چیزی که تروریست‌ها، آن را تخریب کردند این مراکز فرهنگی بودند. با این کار می‌خواستند تمدن سوریه را که قدمت آن به هزاران سال برمی‌گردد، از بین ببرند.

و امروز کارهای داوطلبانه، جهادی و انسانی در حوزه فرهنگ و به ویژه رسانه زیاد شده است که او در این باره می گوید: برای نمونه بعد از آن که دشمنان، سوریه را به داشتن سلاح شیمیایی متهم کردند و آمریکا اعلام کرد که به این کشور حمله خواهد کرد، بسیاری از جوانان اعلام کردند که حاضرند دوربین به دست گرفته و آن جنایت‌ها را ثبت و ضبط کنند. باید توجه داشت که وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم در سوریه خیلی خوب نیست و همه به دنبال این هستند که قوت روزانه خانواده‌ را به دست بیاورند.

باید از ایرانی ها یاد بگیریم

ارتباطات فرهنگی ایران و سوریه و نبرد فرهنگی حین و پس از جنگ در سوریه یکی از مهمترین سوالات و مباحثی بود که در این سفر او مطرح می کرد؛ تکه کلام ولید درویش در طول ۵ روز حضورش در ایران این بود که « بارها در مجلس سوریه اعلام کرده‌ام که ما باید از ایران درس بگیریم چرا که آنان با این که بیش از ۳۰ سال از جنگ‌شان گذشته است، هنوز هم از آن صحبت می‌کنند.»

او به نکات دیگری هم اشاره می کرد به ویژه درباره نبرد فرهنگی و رسانه ای حین درگیری ها در سوریه: چیزی که همه می‌دانند این است که تروریست‌ها از رسانه‌های بسیار قوی سود می‌بردند و این تروریست‌های رسانه‌ای، همیشه یک رسانه با خود همراه داشتند. علاوه بر این، بیش از ۱۰۰ کشور و شبکه رسانه‌ای به آنان کمک می‌کرد. برای مثال الجزیره، العربیه، شبکه‌های خلیجی، بی‌بی‌سی، شبکه‌های آمریکایی و … عیله دولت سوریه کار می‌کردند و امروز با تمام امکانات ضعیفی که وجود دارد، رسانه‌های سوری تا حدی توانسته‌اند که با این جریان پرقدرت مقابله کنند. البته همراهی شبکه‌هایی نظیر العالم، المنار و … قابل ذکر است.

درویش خود جز اولین کسانی بوده که به کشف فریب‌های رسانه‌های معاند می پرداخته: برای مثال، الجزیره فیلمی را پخش می‌کرد و می‌گفت که این صحنه‌های اعتراض در شهر حماء سوریه است. روز بعدی نیز تصاویر دیگری را پخش می‌کرد و این جریان ادامه داشت. من به عنوان یک کارگردان نشستم و این تصاویر را بررسی کردم و متوجه شدم که این تصاویر مربوط به یک روز بوده است اما از زوایای مختلف فیلم‌برداری شده بود و هر روز یکی از آنان را پخش می‌کردند. علاوه بر این ادعا می‌کردند که ۱۰۰۰ نفر آدم در آن‌جا بوده است در حالی که تنها ۱۰۰ نفر آدم بود. از این اتفاقات، یک فیلم ۳۰ دقیقه‌ای ساختم و در آن تکراری بودن صحنه‌ها را نشان دادم.

داستان مسلحینی که به مدت ۶ روز در بالای تل اربعین حلب، از ورود یک ایرانی با دوربین جلوگیری کردند

در جای دیگری هم گفت که: فیلمی به نام «حریق» (آتش) ساختم که در سازمان ملل نیز به نمایش درآمد. در آن فیلم با یکی از تروریست‌ها مصاحبه می‌کردم. او می‌گفت که ما مردم را مجبور می‌کردیم که از مسجد بیرون بیایند و به یک منطقه‌ای بروند. سپس به مدت ۵ دقیقه آنان را آن‌جا نگه می‌داشتیم و فیلم می‌گرفتیم و به شبکه الجزیره می‌فرستادیم. در حقیقت، به کمک این مستند، فریب رسانه‌ای آنان را نشان دادیم.

او از نقش ایرانی ها در این روشنگری هم سخن گفت؛ وقتی که خبرنگار تسنیم از او درباره بمباران تجهیزات سازمان اوج توسط اسرائیل پرسد: باید بگویم که اسرائیلی‌ها عقده سنگینی از ایرانیان در گلو دارند. شما در مورد انفجار یک مجموعه از تجهیزات فیلم‌برداری حرف زدید اما باید به شما بگویم که مسلحین به دستور ترکیه به مدت ۶ روز در بالای تل اربعین در حلب، منتظر بودند تا از ورود یک ایرانی که قرار بود با دوربین وارد شهر بشود، جلوگیری کنند چرا که آنان می‌ترسند که این روشنگری‌ها به دست مردم برسد.

کار تئاتر موسسه اوج در حلب کار هنری خوبی بود اما مردم سوریه، آن را دوست نداشتند

و این روزها که نبرد نظامی تمام شده است او از اینکه ایرانی ها به سوریه بیایند و کار کنند نه تنها استقبال می کرد بلکه بر آن تاکید می کرد: سوریه یک فضای باز است و هر کسی که بخواهد می‌تواند بیاید. شما به لبنان می‌روید و کار می‌سازید در حالی که فیلم ساختن در لبنان گران‌تر از فیلم ساختن در سوریه است. مشکلی که وجود دارد این است که پخش فیلم در سوریه، چه روسی باشد و چه ایرانی، مردم سوریه از آن استقبال نمی‌کنند و دوست دارند که از نگاه خودشان دیده شوند. برای مثال، یک کار تئاتر توسط اوج به این‌جا آورده شد با این که این کار از نظر ایده و کار هنری خوب بود اما مردم سوریه، زیاد آن را دوست نداشتند چرا که خودشان را در آن نمی‌دیدند. مردم آن تئاتر را دیدند و مخاطبان بسیاری هم داشت اما برایشان مهم نبود که چه چیزی در آن گفته می‌شود و برایشان مساله نبود.

وی از سوء استفاده روس ها از فضای آزاد و باز سوریه می گفت: کنسرت روسی ئی در پالمیرا برگزار شد که روسیه از وضعیت موجود سوء استفاده کرد؛ برای مثال رفت و آمد به آن کنسرت را رایگان کرد و مردم را با اتوبوس به پالمیرا برد. حتی از اتحادیه‌های هنری خواست که اعضای خود را به صورت مجانی به آن کنسرت بیاورند. البته ممکن است که اگر یک بار دیگر چنین برنامه‌ای برگزار شود، مردم نیایند.

کار ایرانی ها باید بیشتر تبلیغ شود/ ضرورت تاسیس شبکه ای به نام «العالم سوریه» را درک نمی کنم

وی معتقد بود کار ایرانی ها باید بیشتر تبلیغ شود؛ وقتی که به دیدار رئیس شبکه آی فیلم رفت، گفت: اگر چه آی فیلم عربی از بینندگان بالایی در جوامع هدف خود برخوردار است اما برای ارتقای هر چه بیشتر، حضور میدانی و پویاتر  راهگشا خواهد بود.

او از هزینه های عجیب در صداوسیمای ایران تعجب می کرد؛ می گفت ضرورت تاسیس شبکه ای به نام «العالم سوریه» را درک نمی کنم و اینکه به چه منظور شکل گرفته در حالی که العالم خود پاسخگوی نیاز موجود بوده و اگر نیاز به کاری بوده این تقویت شبکه العالم است.

ولید درویش که در سفر خود یک طرح همکاری مشترک سینمایی به نام «الحصار» دارد تجربه خود در فیلم «جشن تولد» را ضامن این همکاری مشترک می داند تا جایی که پس از اکران فیلم مستندش با نام «حلب … برمی گردیم» عباس لاجوردی او را با خود به خانه اش می برد تا با هم گپ و گفتی داشته باشند.

«الحصار» داستان دو ایرانی است که یکی دکتر و دیگری خبرنگار است و در سفر به سوریه ناگهان در محاصره قرار می گیرند و خبرنگار سلاح به دست می گیرد و دکتر بیمارستان صحرایی می زنند و آخر داستان نیز چون خیلی از فیلم های این دوره زمونه عاشقانه به پایان می رسد.

بهترین مستند ایرانی درباره سوریه «کویرس وطن کوچک من» است/ یتیم خانه ایران باید جهانی دیده شود

او به خوبی سینمای ایران را دنبال می کند؛ آخرین کاری هم که دیده است فیلم «به وقت شام» ابراهیم حاتمی کیا ست و وقتی در حاشیه سفرش به اصفهان از او درباره کار حاتمی کیا می پرسند می گوید: انتظار بیشتری از حاتمی کیا داشتم.

«یتیم خانه ایران» نیز کاری است که در روز سوم در یک اکران ویژه می بیند و بعد از دیدن فیلم تاکید می کند که این کار، کاری است که باید به دلیل ضدیت با انگلیس و استعمار در خارج از ایران هم دیده شود.

کارهای مستند ایرانی را هم دیده است؛ بهترین کارها درباره سوریه از نظر او فیلم «کویرس وطن کوچک من» است که می گوید: این فیلمی است که باوجود آرشیوی بودن، اندیشه مقاومت را به ما یاد می‌دهد.

هم چنین از فیلم مستند «چهل روز در محاصره» تعریف می کند و می گوید: این فیلم خوب دیگری است که در شهر حلب ساخته شده است؛ به نظرم این فیلم‌ها، مکتب و مدرسه‌ای است که باید از آنان یاد بگیریم. خود من هر جا که فیلمی از ایران اکران بشود، می‌روم و آن را می‌بینم.

فیلم دیگری که در این سفر می بیند «رویای خلافت» برگزیده دوره هشتم جشنواره عمار در اصفهان و در کنار کارگردان است؛ که پس از دیدن فیلم می گوید: شاید بعضی از شما ندانید که برای ساخت چنین مستندی تلاش‌های بسیاری شده اما من به سبب حضورم در سوریه، حلب و دمشق می‌دانم که چه سختی‌های جسمی و فکری زیادی را طلب می‌کند.

وی می افزاید: تیم سازنده «رویای خلافت» با خطرات بسیاری مواجه شده‌اند و من آن‌ها را درک می‌کنم. من فیلم‌های مستند زیادی درباره جنگ و تروریست‌های تکفیری در سوریه و عراق دیده‌ام اما مستند «رویای خلافت» در کنار انسانیت ایستاده بود و انسانیت را به ما نشان می‌داد.

درویش با بیان اینکه «رویای خلافت» یک مستند دراماتیک بود، اظهار داشت: با وجود اینکه داستان این مستند دراماتیک است اما در آن قهرمانان واقعی به تصویر کشیده شده‌اند.

معروفترین شهدای مدافع حرم در میان مردم سوریه؛ شهید همدانی و حججی

معلوم است که سوریه برای ولید درویش به شدت دوست داشتنی است و البته مثل هر مقام دیگر سوری بشار و حافظ اسد برای او پرستیدنی است.

از تحصیلات و بهداشت مجانی و خدمات فرهنگی و هزینه سوخت به صورت شبه مجانی در سوریه می گوید که سال های جنگ هم متوقف نشده اما از مشکلات برق رسانی و قطعی برقی می گوید و از چراغ های تهران شگفت زده است.

از لحظات محاصره و خطر در حلب و دمشق و زینبیه و جاهای دیگر در سوریه و حضورش در نبردهای نظامی می گوید و از رفاقتش با ابوساجد و داستان هایی که با ایرانی ها در جای جای سوریه داشته است و شهدای ایرانی از جمله ابوعلی را می شناسد.

وقتی از او می پرسیم که شهدای ایرانی که مردم سوریه آنها را بیشتر می شناسند از شهید سردار همدانی می گوید که بعد از شهادت او را بهتر شناختند و از شهید حججی و نوع شهادت او و وقتی به زیارت قبر شهید حججی و دیدار پدر شهید رفت از اینکه خون شهید حججی موجبات پیروزی ارتش سوریه شد گفت.

او به پدر شهید حججی گفت که «من را چون پسر خود در سوریه بدانید» و بعدا در فیسبوکش نوشت: کدامیک از ما شهید ایرانی محسن حججی که به دست داعش به شهادت رسید را نمی شناسیم؟!؛ امروز با پدرش دیدار کردم و او به من گفت ما و محسن سوریه را دوست دارشته و داریم واگر از من بخواهند به سوریه می روم تا در آنجا با تروریست ها بجنگم و افتخار می کنم جزئی از پیکر پسرم در سوریه است و این مردانگی و ولایتمداری اش نسبت به رهبرش تاثیر جدی بر من داشت که اگر این مردانگی و ولایتمداری در برخی از ما سوری ها بود امروز سوریه را اینگونه خراب شده نمی دیدیم.

او حالا برای همین مردم سوریه به مجلس رفته است و ناامید از ادامه کار می گوید بعید است که در دوره بعدی مجلس نماینده شود؛ و وقتی از چرایی نامزد شدن از او می پرسند می گوید: ما در تلویزیون نگاه می‌کنیم و می‌بینیم که فلان مسئول وجود دارد و کار می‌کند. با خود گفتم که اگر من جای او بودم فلان کارها را انجام می‌دادم و من آمدم خودم را محکی بزنم.

جشنواره عمار در جهان کم نظیر است

روز اولی که او به جشنواره عمار آمد و از اکران های مردمی در سراسرکشور، ایده بلیط اختیاری، سایت عماریار، فعالیت های رسانه ای از بولتن تا پخش زنده تلویزیونی و حضور عادی مردم در مرکزیت جشنواره شنید و فضای نشستش را دید و روز اختتامیه که پر بود از جوائز و تقدیر و حضور خانواده شهدا را دید گفت که «هیچ وقت فکر نمی کردم چنین جشنواره ای با عظمت در ایران وجود داشته باشد»

پس از آنکه در قاب استند «ایران ۱۴۴۴» قرار گرفت و بلیط نمادین سفر به قدس را دریافت کرد آن را خیلی جالب و جذاب دانست و در روز آخر در دیدار با عباس خامه یار معاون بین الملل سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی گفت: برگزاری چنین جشنواره‌ای در شرایط وجود تحریم‌ها در ایران بسیار خوب است.

وی افزود: حضور خانواده شهدا در اختتامیه جشنواره مردمی عمار و همچنین، مردمی بودن این جشنواره و به نمایش درآمدن فیلم‌ها برای عموم مردم از نکات بارز و با اهمیت جشنواره عمار بود که به نوبه خود در جهان کم نظیر است.

سجاد اسلامیان